بهگزارش پول و تجارت ، این روزها دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اصرار زیادی مبنی بر در دست داشتن کنترل اوضاع دارد، با این حال، نقش او در معادله جنگ با ایران، بیشتر شبیه به یک رهگذر بیاثر بهنظر میرسد.
تلاش چندین ماهه دولت ترامپ برای دستیابی به توافقی با ایران، کاملا بینتیجه بوده است. اکنون نیز نادیده گرفتن واقعیتهای پیچیده میدان و تلاش او برای نمایش خود بهعنوان فردی که کنترل همهچیز را در اختیار دارد، دستیابی به توافق را بیش از هر زمانی دشوارتر کرده است.
فاصله میان ادعا و واقعیت زیاد است
جان هالتیوانگر در فارن پالیسی نوشت: حملات شبهای اخیر میان ایران و اسرائیل، بهخوبی آشکارکننده محدود بودن توان ترامپ در تعیین مسیر جنگ بود. این تبادل آتش برای نخستین بار از زمان اعلام آتشبس در اوایل آوریل صورت میگرفت.
پس از حملات هوایی اسرائیل به بیروت در روز یکشنبه، ایران موجی از موشکهای بالستیک را به سمت اسرائیل شلیک کرد. ترامپ در ادامه ادعا کرد که از حملات اسرائیل به بیروت راضی نیست.
پس از حمله موشکی ایران، ترامپ برای اینکه کنترل خود بر مدیریت اوضاع را نشان دهد، ادعا کرد که از بنیامین نتانیاهو خواسته که به این حمله پاسخ ندهد. او در گفتوگو با روزنامه فایننشال تایمز گفت: «من همه تصمیمها را من میگیرم. او (نتانیاهو) تصمیمگیرنده نیست.» با وجود این اظهارات، اسرائیل مسیر خود را رفت و حملات تلافیجویانهای را در نقاط مختلف ایران آغاز کرد.
سفیر اسرائیل در آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران ۱۱ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرد. هیچ دولت محترمی در جهان چنین حملهای را تحمل نمیکند و اسرائیل هم تحمل نخواهد کرد. اسرائیل اکنون در حال هدف قرار دادن پایگاههای موشکی ایران است.»
آتشبس شکننده و تهدیدهای جدید
در حال حاضر تبادل آتش متوقف شده است. ترامپ روز دوشنبه خواستار برقراری فوری آتشبس میان دو طرف شد با این حال ایران هشدار داده که ادامه حملات، بهویژه در جنوب لبنان، با واکنشهایی بسیار شدیدتر و کوبندهتر روبهرو خواهد شد. در سوی دیگر، اسرائیل نیز تأکید کرده که به نبرد با حزبالله ادامه خواهد داد.
نویسنده مدعی شد: بهنظر میرسد که در شرایطی که ترامپ مشتاق دستیابی به یک توافق صلح و جلوگیری از بازگشت جنگی تمامعیار است، تهران بهخوبی دریافته که میتواند از بنبست موجود در تنگه هرمز و بحران انرژی ناشی از آن، و همچنین عملیات نظامی اسرائیل در لبنان، بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده کند.
معادله جدید ایران در خاورمیانه
اوفر شِلاح، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل معتقد است که تهران موفق به ایجاد معادلهای جدید در خاورمیانه شده است.
به گفته او، اکنون هر حمله اسرائیل به حزبالله میتواند بهانهای برای حمله مستقیم ایران به اسرائیل باشد.
این وضعیت بهخوبی نشان میدهد که ترامپ با چه دشواریهایی در مسیر هدایت مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته و پیچیده در خاورمیانه، روبهروست.
هرچند آمریکا نزدیکترین متحد اسرائیل محسوب میشود، اما نفوذ واشنگتن بر رهبران اسرائیل نیز دارای محدودیتهایی است.
دردسر لبنان برای کاخ سفید
کاخ سفید همچنان در بیانیههای رسمی خود از حق اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدیدات لبنان حمایت میکند.
اما درگیری لبنان همچنان به یکی از دردسرهای اصلی ترامپ تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که او به دنبال راهی برای خروج از جنگ ایران است. جنگ با ایران به افت محبوبیت او منجر شده و میتواند به موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر، آسیب بزند.
دولت ترامپ بارها تلاش کرده تا جنگ لبنان را از پرونده ایران جدا کند، اما تهران هرگونه توافق صلح را مشروط به توقف درگیریها در لبنان کرده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هفته گذشته در برابر سناتورها گفت: «ما تلاش میکنیم تا مذاکرات لبنان و اسرائیل را موضوعی مستقل و جدا از ایران ببینیم، اما ایران میخواهد همه این مسائل را به هم گره بزند.»
فشار داخلی بر نتانیاهو برای ادامه حملات
ترامپ در هفتههای اخیر نارضایتی خود از نتانیاهو را نیز پنهان نکرده است. در حالی که اسرائیل به گسترش عملیات علیه حزبالله مشغول است، گفته میشود که ترامپ در یک تماس تلفنی درباره لبنان، نتانیاهو را فردی ناسپاس خوانده و با عصبانیت با او صحبت کرده است.
با این وجود، نتانیاهو نیز حساب برخی از ملاحظات داخلی خود را میکند. درحالی که انتخابات ملی نزدیک است، نخستوزیر اسرائیل با سقوط شدید محبوبیت خود روبهروست. او تحت فشار گسترده داخلی برای برخورد سختتر با حزبالله مواجه است و مجبور است تا درخواستهای واشنگتن برای کاهش شدت عملیات نظامی را نادیده بگیرد.
در این میان، ساکنان شمال اسرائیل که بیشترین آسیب را از حملات حزبالله دیدهاند، از منتقدان اصلی نتانیاهو هستند و خواهان رویکردی حتی تهاجمیتر شدهاند. این دیدگاه تنها به ساکنان مناطق مرزی محدود نمیشود.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل که در اواخر ماه مه منتشر شد، ۵۹ درصد اسرائیلیها معتقدند کشورشان باید نبرد علیه حزبالله را تشدید کند.
ایران و لبنان دو پرونده جدانشدنی هستند
تلاش ترامپ برای وادار کردن نتانیاهو به عقبنشینی در لبنان، با هدف حفظ شانس دستیابی به توافق با ایران، در عمل باعث تقویت موضع تهران میشود. تهران معتقد است که پرونده ایران و لبنان جدا شدنی نیستند.
نویسنده در ادامه نوشت: واقعیت نیز تا حد زیادی همینگونه است. جنگ میان اسرائیل و حزبالله سالهاست که بهصورت مقطعی ادامه دارد، اما دور جدید این درگیریها پس از آغاز جنگ علیه ایران شکل گرفت.
از همان روزهای نخست آتشبس، کاملا مشخص بود که لبنان به یکی از موانع اصلی ترامپ برای رسیدن به توافقی پایدار به تهران تبدیل خواهد شد. این آتشبس حتی تا آستانه فروپاشی هم رفت؛ چرا که آمریکا و اسرائیل در ابتدا حاضر نبودند تا لبنان را بخشی از این توافق احتمالی بدانند.
سرانجام اسرائیل و لبنان در اواسط آوریل با آتشبس موافقت کردند، اما اوضاع همچنان متشنج باقی ماند و از آن زمان تاکنون، تبادل آتش میان ارتش اسرائیل و حزبالله ادامه داشته است.
گرهای که باز نمیشود
در سوی دیگر معادله، حزبالله قرار دارد که بهعنوان یک بازیگر سیاسی و یک نیروی نظامی، نفوذ گستردهای در لبنان دارد. این گروه همواره درخواستها برای خلع سلاح را نادیده گرفته است. در این میان، بسیاری معتقدند که ارتش لبنان توانایی لازم برای وادار کردن حزبالله به کنار گذاشتن سلاح را ندارد.
نتانیاهو بارها همین مسئله را بهعنوان توجیهی برای ادامه حضور و عملیات ارتش اسرائیل در لبنان مطرح کرده است.
اوفر شلاح در اینباره میگوید:« آنچه نتانیاهو و اسرائیل فهمیدهاند این است که از نگاه رئیسجمهور ترامپ، جنگ تمام شده است و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، رسیدن به نوعی توافق با ایرانیهاست. توافقی که بتواند بر اساس آن، پایان جنگ را اعلام کند.»
از رؤیای پیروزی برقآسا تا امید به دیپلماسی
به گفته شلاح، موفقیت عملیات ژانویه در دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور وقت ونزوئلا، باعث شد تا ترامپ تصور کند که در ایران نیز میتواند به یک پیروزی آسان دست پیدا کند، اما سناریوی مادورو هرگز در ایران محقق نشد.
بنابراین، ترامپ اکنون علاقه خود را به ادامه این ماجرا از دست داده و تنها میخواهد که از آن عبور کند.
با اینحال، همانطور که رؤسای جمهور پیشین واشنگتن تجربه کردهاند، جنگهای خاورمیانه معمولا به باتلاقهایی پیچیده و فرسایشی تبدیل میشوند؛ بحرانهایی که خروج آسانی از آنها وجود ندارد.
دیدگاهها