فهمیدن و تولید زبان دو مهارت متفاوت هستند و تمرکز صرف بر گرامر، آزمونهای کتبی و ترس از اشتباه، مانع روان صحبت کردن میشود.
سالها در کلاس زبان انگلیسی شرکت کردهاید، لغات و گرامر زیادی میدانید و متنها را راحت میفهمید. اما وقتی باید حرف بزنید، ذهنتان خالی میشود و جملهها نیمهکاره میمانند. مشکل دقیقا کجاست؟
ممکن است سالها در کلاس زبان انگلیسی شرکت کرده باشید، کتابهای مختلفی خوانده باشید و حتی گرامرهای پیچیده را بشناسید؛ اما وقتی نوبت به صحبت کردن میرسد، کلمات را فراموش کنید یا برای ساختن یک جمله ساده زمان زیادی بخواهید. این فاصله میان دانستن و صحبت کردن، دلایل مشخصی دارد.
خلاصه این مقاله در ۳۰ ثانیه
شناختن یک کلمه یا ساختار گرامری با توانایی استفاده از آن در مکالمه یکسان نیست. ممکن است معنی جملهای را هنگام خواندن بفهمید، اما نتوانید همان جمله را در یک گفتوگوی واقعی به کار ببرید.
چهار موقعیت زیر را در نظر بگیرید:
1. هنگام خواندن یک متن، معنی جمله را میفهمید؛ اما نمیتوانید عین آن را بسازید.
فرض کنید جمله I have been working here for three years را در کتاب میخوانید و متوجه معنی آن میشوید. حتی ممکن است زمان حال کامل استمراری را هم به خوبی بشناسید. اما، وقتی کسی درباره سابقه کاری شما سؤال میکند، ساخت همین جمله برایتان سخت است.
2. معنی سؤال را میدانید؛ اما برای پاسخ دادن زمان زیادی نیاز دارید.
معنی سوال What did you do last weekend? را متوجه میشوید و میدانید باید درباره آخر هفته گذشته صحبت کنید. اما، پیش از پاسخ دادن، فعل مناسب را به خاطر نمیآورید.
3. لغات زیادی میدانید؛ اما در مکالمه از عبارتهای تکراری استفاده میکنید.
ممکن است interesting، exciting و challenging مشابه آن را بشناسید، ولی دقیقا لحظهای که بخواهید فیلمی یا خاطرهای را تعریف کنید، فقط از عبارتهای سادهای مانند It was good یا I liked it استفاده کنید.
4. جملههای طولانی را متوجه میشوید؛ اما برای بیان یک نظر ساده مشکل دارید.
هنگام تماشای فیلم یا خواندن مقاله انگلیسی، ممکن است جملههای پیچیده را بفهمید. اما وقتی از شما میخواهند نظرتان را بیان کنید، نمیدانید از کجا شروع کنید.
مشکل مکالمه معمولاً به یک عامل محدود نمیشود؛ نوع تمرین، شیوه یادگیری و حتی احساس شما هنگام صحبت کردن تاثیرگذارند.
🔵 مشکل: ورودی زیاد، خروجی کم. زبانشناس کانادایی مریل سواین در «فرضیه خروجی» (Output Hypothesis) (۱۹۸۵) مطرح کرد که فقط شنیدن و خواندن کافی نیست؛ وقتی مجبور میشوید جمله بسازید، میبینید چه چیزی را نمیدانید و ذهنتان برای پر کردن آن شکافها تلاش میکند.
⚪ نشانه مشکل: متنها و فیلمها را میفهمید، اما وقتی باید بگویید، کلمهها پیدا نمیشوند.
🟢 راهکار: هر روز چند جمله را بلند بگویید، حتی اگر مخاطبی نباشد.
🔵 مشکل: اگر مسیر یادگیریتان بر آزمونهای نوشتاری و تمرینهای گرامری متمرکز بوده، طبیعی است که مهارت مکالمه کمتر تقویت شده باشد.
⚪ نشانه مشکل: اگر در آزمونهای کتبی عملکرد خوبی دارید، اما هنگام گفتوگو نمیتوانید جملههای کامل بسازید.
🟢 راهکار: کنار مطالعه، یک هدف مکالمهای مشخص تعیین کنید؛ مثلاً «این هفته بتوانم خودم و کارم را دو دقیقه معرفی کنم.»
🔵مشکل: بعضی زبانآموزان پیش از گفتن هر جمله، چندین بار در ذهن خود آن را بررسی میکنند.
این وضعیت با مفهوم اضطراب زبانی و فیلتر عاطفی (Affective Filter) در نظریه استفن کراشن (Stephen Krashen) ارتباط دارد. بر اساس فرضیه فیلتر عاطفی، عواملی مانند اضطراب، اعتمادبهنفس پایین و نگرانی میتوانند مانعی برای دریافت و پردازش مؤثر ورودی زبانی باشند.
⚪ نشانه مشکل: اگر وقتی تنها هستید، میتوانید انگلیسی صحبت کنید، اما در حضور دیگران سکوت میکنید، ترس از قضاوت شدن میتواند یکی از موانع شما باشد.
🟢 راهکار: تمرین را از موقعیتهای کمفشار شروع کنید. مثلا روزانه چند دقیقه درباره اتفاقات روزتان با صدای بلند صحبت کنید.
🔵 مشکل: دانستن لغت به تنهایی در مکالمه کاربردی نیست. باید بدانید ترکیبات متفاوت در چه مواقعی استفاده میشوند.
⚪ نشانه مشکل: دایره لغات زیادی در ذهنتان دارید، اما در گفتوگو همان ۲۰۰ کلمه همیشگی را تکرار میکنید.
🟢 راهکار: بهجای حفظ کردن کلمات جداگانه، عبارتهای پرکاربرد را یاد بگیرید. برای مثال، عبارتهای make progress و take a break را همراه با مثال تمرین کنید.
🔵 مشکل: ترجمه ذهنی یکی از دلایل کند بودن در مکالمه است. در این حالت، هرکلمه را به انگلیسی برمیگردانید و سعی میکنید اجزای جمله را کنار هم بگذارید. فرآیندی زمانبر که گاهی باعث میشود ساختار جمله انگلیسی مناسب نباشد.
⚪ نشانه مشکل: اگر برای پاسخ دادن به سؤالها اول جمله را در ذهن خود به فارسی میگویید و بعد آن را ترجمه میکنید.
🟢 راهکار: تمرین «تفکر مستقیم» را شروع کنید: اشیای اطرافتان را در ذهن با نام انگلیسی صدا بزنید و کمکم به توصیف جملهای برسید.
🔵 مشکل: در کلاسهای شلوغ یا مدرسمحور، هر نفر در هر جلسه شاید فقط چند دقیقه صحبت کند.
⚪ نشانه مشکل: اگر بعد از پایان یک جلسه زبان احساس میکنید بیشتر شنونده بودهاید.
🟢 راهکار: هنگام انتخاب کلاس، درباره تعداد زبانآموزان و میزان زمان مکالمه در کلاس سؤال کنید. کلاسی را انتخاب کنید که گفتوگوی دونفره، بحث گروهی و تمرین داشته باشد.
به هر سؤال فقط با «بله» یا «خیر» پاسخ دهید. هر پاسخ «بله» نشان میدهند مشکل شما بیشتر از کجاست.
سؤال (بله / خیر)
پیشنهاد برای شروع
در هفته گذشته کمتر از ۱۰ دقیقه انگلیسی صحبت کردهاید؟
صحبت روزانه ۵ دقیقهای
برایتان نمرهگرفتن مهمتر از توانایی مکالمه بوده است؟
انتخاب یک هدف مکالمهای هفتگی
گاهی از ترس اشتباه، ترجیح میدهید ساکت بمانید؟
رساندن منظور بهجای جمله بینقص
لغات زیادی میدانید ولی هنگام صحبت یادتان نمیآیند؟
یاد گرفتن لغات داخل جمله کامل
معمولاً جمله را اول به فارسی میسازید؟
تمرین کردن اسم اشیا در ذهن
در کلاستان فقط چند دقیقه صحبت میکنید؟
انتخاب کلاسی با فرصت صحبت کردن بیشتر
یک کلاس زبان انگلیسی مناسب، صحبت کردن را محور قرار میدهد، نه فقط تدریس قواعد و گرامر. هنگام مقایسه آموزشگاهها، این لیست را در نظر بگیرید:
شایان فقیه؛ استاد زبان انگلیسی ملل:
در کلاس توجه ویژه به تک تک زبانآموزان داریم و به هر کدامشان برای صحبت کردن فرصت میدهیم. تلاش میکنیم به جز مباحث کلاس به علایق هر یک از بچهها دقت کنیم تا هیجان بیشتری برای حرف زدن سر کلاس داشته باشند.
- آریانوش شکرالهی؛ زبانآموز ملل:
یک سال است ملل هستم، انقدر با اساتید حرفهای و محترمی کلاس داشتم که به جز پیشرفت در زبان، حتی اعتماد به نفسم هم در مقایسه با قبل خیلی بیشتر شده و این نتیجه توجه اساتید برای صحبت کردن ما و نحوه برخوردشان با اشتباهاتمان است.
برای شروع لازم نیست منتظر ثبتنام ترم بعدی بمانید:
مشکل صحبت نکردن بعد از سالها یادگیری اکثرا به دلیل پایین بودن سطح زبان نیست. تمرین نکردن، ترس از اشتباه و فرصت کم در کلاس برای صحبت کردن مشکل است. با تمرین روزانه و انتخاب درست کلاس، این فاصله را میتوان پر کرد.
خانواده ما
دیدگاهها