به گزارش پول و تجارت هوشنگ فروغمند اعرابی، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی در بخشی از گفتوگوی خود با پول و تجارت ، در پاسخ به این پرسش« زندگی در فضاهای بسیار کوچک، استفاده اشتراکی از امکانات اولیه، و کاهش حریم خصوصی به شکل واضحی در برخی فایلهای اجاره قابل مشاهده است. از منظر معماری و برنامهریزی شهری، این تغییرات چه تأثیری بر طراحی واحدهای مسکونی، ساختار محلهها و توانایی ایجاد محیط زندگی سالم و کارآمد دارد؟ چه راهکارهایی میتوان برای بهبود کیفیت زندگی در فضاهای کوچک ارائه داد؟» گفت: در رابطه با پیامدهای معماری و شهرسازی، مسئله فقط کوچک بودن متراژ نیست؛ بلکه موضوع اصلی این است که آیا فضایی که برای سکونت فراهم شده، حداقل کیفیت لازم برای زندگی را دارد یا نه. واحدهای ۱۵ یا ۲۰ متری زمانی به مسئلهای نگرانکننده تبدیل میشوند که بسیاری از امکانات اولیه سکونت، مانند نور مناسب، تهویه، حریم خصوصی و کیفیت فضایی را نداشته باشند و محیط زندگی، که اساساً هدف معماری ایجاد آن است، صرفاً به یک سرپناه حداقلی تقلیل پیدا کند؛ آن هم به شکلی نامطلوب و آسیبزا.
میان «کوچکمتراژ بودن» و «فقر مسکن» تفاوت قائل شویم
او ادامه داد: باید میان «کوچکمتراژ بودن» و «فقر مسکن» تفاوت قائل شویم. در بسیاری از کشورها، پروژههایی با عنوان «کولیوینگ» (Co-living) یا سکونت اشتراکی وجود دارد که در آن اتاقهایی با متراژ ۱۶ تا ۲۴ متر، بهویژه برای زندگی دانشجویی یا افراد مجرد، طراحی شدهاند و برای آنها استانداردهای مشخصی تعریف شده است. مشکل در ایران اما ریشهایتر است؛ ما معمولاً پیش از وقوع بحران برای آن برنامهریزی نمیکنیم و زمانی به فکر راهحل میافتیم که بحران شکل گرفته و پیامدهای آن آشکار شده است.
فروغمنداعرابی افزود: کوچکمتراژ شدن اجباری و گسترش سکونت اشتراکی را میتوان یک نشانه هشدار برای آینده شهرها دانست؛ نشانهای که فقط به مسئله مسکن محدود نمیشود و میتواند بر ساختار اقتصادی و بازار مصرف نیز اثر بگذارد. به نظر میرسد در ایران نیز میتوان این نوع واحدها را به رسمیت شناخت تا آسیبهای کمتری ایجاد شود، بهجای آنکه صرفاً اصل وجود خانههای کوچکمقیاس را انکار کنیم. اگر این واحدها بهصورت رسمی پذیرفته شوند اما همزمان تحت نظارت قرار بگیرند، میتوان حداقلهای غیرقابلچشمپوشی مانند نور، تهویه، پنجره، ایمنی، فضای نگهداری، آشپزخانه و عایق صوتی را برای آنها الزامی کرد.
او همچنین گفت: همانطور که در مقررات ملی ساختمان برای بسیاری از استانداردهای سکونتی چارچوب تعریف شده، میتوان برای خانههای کوچکمقیاس نیز ضوابط مشخصی تدوین کرد تا این واحدها هم به رسمیت شناخته شوند و هم امکان کنترل و نظارت بر آنها وجود داشته باشد. اگر این پدیده را به رسمیت نشناسیم، عملاً امکان نظارت بر آن را نیز از دست میدهیم؛ در حالی که اکنون افراد زیادی در چنین فضاهایی زندگی میکنند و این نوع سکونت به بخشی از واقعیت شهری تبدیل شده است.
این پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی ادامه داد: در کنار این موضوع، راهکارهای مربوط به مسکن کوچکمقیاس نباید صرفاً به داخل واحد محدود شود، بلکه باید همزمان ابعاد کلان شهری و معماری نیز در نظر گرفته شود؛ مسائلی مانند دسترسی به فضای سبز، تراکم شهری، حملونقل، خدمات عمومی و کیفیت محیط شهری، همان مواردی که در مقررات و برنامهریزی شهری بر آنها تأکید میشود و باید برای آنها برنامهریزی دقیقتری وجود داشته باشد.
دیدگاهها