سمیه شوریابی؛ بازار: علی حاتمی کارشناس و فعال برجسته بازار سرمایه با بیان اینکه بازار سهام تنها تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی و عوامل بنیادی حرکت نمیکند؛ بلکه بخش مهمی از رفتار آن از ادراک و برداشت سرمایهگذاران نسبت به شرایط موجود نشأت میگیرد، طی یادداشتی تشریح کرد: در این میان، «ریسک ادراکی» بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای پنهان بازار، نقشی تعیینکننده در شکلگیری انتظارات، نوسانات و حتی مسیر کلی بازار سرمایه ایفا میکند.
ریسک ادراکی را باید یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر رفتار بازار سهام دانست؛ متغیری که اگرچه بهصورت مستقیم در دادههای مالی قابل مشاهده نیست، اما در عمل نقش تعیینکنندهای در شکلگیری نوسانات و جهتگیری بازار دارد. در بسیاری از مقاطع، قیمتها نه بر مبنای تغییرات واقعی متغیرهای بنیادی، بلکه بر اساس برداشت و تفسیر سرمایهگذاران از شرایط اقتصادی و اطلاعات موجود شکل میگیرند.
در چنین فضایی، هرگونه ابهام اطلاعاتی، افشای ناقص دادهها یا ارسال سیگنالهای متناقض، میتواند سطح نااطمینانی را افزایش داده و ریسک ادراکی را تشدید نماید. این موضوع بهسرعت در رفتار فعالان بازار منعکس شده و خود را در قالب فروشهای هیجانی، افت قیمتها و فاصله گرفتن ارزش بازار از ارزش ذاتی شرکتها نشان میدهد. به بیان دیگر، بازار در بسیاری از مواقع بیش از آنکه به واقعیت واکنش نشان دهد، به برداشت خود از واقعیت واکنش نشان میدهد.
البته ریسک ادراکی بهتنهایی شکل نمیگیرد و معمولاً بر بستر ریسکهای واقعی و ساختاری بازار تقویت میشود، زمانی که سیاستگذاریها از ثبات کافی برخوردار نباشند یا نظام افشای اطلاعات با ضعف مواجه شود، زمینه برای شکلگیری ادراکات منفی در میان سرمایهگذاران فراهم میشود. در چنین شرایطی، حتی یک ریسک محدود نیز میتواند در ذهن فعالان بازار به تهدیدی بزرگ تبدیل شود.
در این میان، نقش رگولاتور بسیار کلیدی و تعیینکننده است. رگولاتور تنها ناظر معاملات نیست، بلکه مسئولیت تنظیم کیفیت جریان اطلاعات و کاهش ابهام در بازار را نیز بر عهده دارد. مهمترین کارکرد این نهاد را میتوان کاهش فاصله میان «واقعیتهای بنیادی» و «ادراک جمعی بازار» دانست؛ هدفی که از مسیر شفافیت، افشای دقیق و بهموقع اطلاعات و مدیریت صحیح عملیات بازار قابل دستیابی است.
واقعیت آن است که تداوم ریسکهای ادراکی و عدم مدیریت مؤثر آنها، بهتدریج به یکی از عوامل مهم عقبماندگی بازار سهام تبدیل میشود. بازاری که در آن ادراک سرمایهگذاران همواره تحت تأثیر ابهام، بیاعتمادی و سیگنالهای ناقص قرار دارد، نهتنها در کوتاهمدت با نوسانات شدید مواجه خواهد شد، بلکه در بلندمدت نیز از مسیر تعادل و رشد پایدار فاصله میگیرد.
در چنین شرایطی، حتی وجود ظرفیتهای بنیادی مناسب نیز نمیتواند بهطور کامل در عملکرد بازار منعکس شود؛ زیرا ریسک ادراکی بهعنوان یک مانع ذهنی، شکلگیری تقاضای مؤثر و اعتماد سرمایهگذاران را با چالش مواجه میکند.
با این حال، باید پذیرفت که ریسک ادراکی بهطور کامل قابل حذف نیست، ماهیت بازارهای مالی با عدمقطعیت همراه است و رفتار سرمایهگذاران نیز همواره بخشی از این عدمقطعیت را بازتولید میکند. از اینرو، انتظار از رگولاتور حذف کامل این ریسک نیست، بلکه مدیریت و مهار آن در سطحی است که به فرآیند کشف قیمت و کارایی بازار آسیب وارد نکند.
در نهایت، ثبات و کارایی بازار سهام بیش از آنکه صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی باشد، به کیفیت ادراک سرمایهگذاران از این متغیرها وابسته است. از این منظر، هرگونه ضعف در مدیریت ریسک ادراکی نهتنها نوسانات کوتاهمدت را تشدید میکند، بلکه میتواند به یکی از عوامل اصلی عقبماندگی بازار سرمایه در مسیر رشد و توسعه تبدیل شود.
دیدگاهها