سمیه شوریابی؛ بازار: سید محمدرضا موسوی دانشجوی دکتری مالی و پژوهشگر اقتصاد مالی، با تأکید بر اینکه بورس سال ۱۴۰۵ در یکی از جذابترین و در عین حال پیچیدهترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است، طی یادداشتی تشریح کرد: در ماههای اخیر بسیاری از فعالان بازار سرمایه با توجه به ریسکهای سیاسی، احتمال تشدید تنشهای منطقهای و حتی سناریوهای جنگی، انتظار اصلاحی سنگین در بازار سهام را داشتند. اما بازار مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ مسیری که در آن برخی نمادها و صندوقهای اهرمی رشدهای قابل توجهی را تجربه کردند و برخلاف انتظارات عمومی، فضای متفاوتی را رقم زدند.

پاسخ این اتفاق را نباید صرفاً در گزارشهای فصلی یا هیجانات مقطعی جستوجو کرد، واقعیت آن است که امسال شاهد یکی از مهمترین آرزوهای تاریخی بورسبازان بودهایم؛ آرزوی تکنرخی شدن ارز و نزدیک شدن نرخهای فروش شرکتها به واقعیت بازار. سیاستهایی که به شرکتها اجازه فروش ارز با نرخهای بالاتر را داد، بهویژه برای صنایع صادراتمحور، جهشی قابل توجه در سودآوری ایجاد کرد و طبیعتاً این تغییر، اثر خود را بر قیمت سهام و صندوقهای اهرمی نیز گذاشت.
برای درک بهتر موضوع، کافی است یک مثال ساده را بررسی کنیم؛ فرض کنید نمادی با قیمت ۱۰۰ تومان و سود ۵ تومانی معامله میشود؛ یعنی نسبت قیمت به سود یا همان P/E آن برابر با ۲۰ است. حال اگر سود شرکت به واسطه رشد نرخ ارز و افزایش درآمدهای عملیاتی، دو تا سه برابر شود و به محدوده ۴۰ تا ۶۰ تومان برسد، حتی در بدبینانهترین سناریو و با اختصاص P/E معادل ۳، ارزش تعادلی سهم در محدوده ۱۲۰ تا ۱۸۰ تومان قرار میگیرد.
در شرایط متعارف و با P/E چهار واحدی، ارزش سهم میتواند به ۱۶۰ تا ۲۴۰ تومان برسد و در سناریوهای خوشبینانهتر، با نسبتهای ۵ تا ۷ واحدی که به میانگین صنعت یا بازار نزدیک است، قیمتهای ۲۰۰ تا ۳۶۰ تومانی نیز دور از ذهن نخواهد بود.
به همین دلیل است که در بسیاری از مواقع، با وجود اصلاحهای مقطعی و افتهای ۲۰ تا ۳۰ درصدی، روند کلی بازار همچنان صعودی باقی میماند. چراکه وقتی سودآوری شرکتها جهش میکند، افزایش قیمت سهام صرفاً واکنشی به رشد سود است و نه یک حباب قیمتی.
البته این شرایط شامل همه شرکتها و همه سرمایهگذاران نمیشود. منظور از فرصتهای موجود، شرکتهایی هستند که از رشد تولید، فروش و حاشیه سود برخوردارند و در عین حال با P/E فوروارد جذاب و پایین، در محدوده ۲ تا ۳ واحد معامله میشوند. چنین شرکتهایی همچنان ظرفیت رشد قابل توجهی دارند.
نکتهای که متأسفانه از نگاه بسیاری از تحلیلگران مغفول مانده، تأثیر تورم کالایی، رشد نرخ ارز و شرایط تورمی بر صورتهای مالی شرکتهاست، همان عواملی که در دورههای رونق بورس نیز موتور محرک رشد سودآوری بودند، امروز نیز در حال اثرگذاری بر عملکرد بنگاهها هستند.
بر همین اساس، به نظر میرسد بخشی از بازار سرمایه هنوز پتانسیل رشد ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصدی را در دل خود جای داده است؛ رشدی که نه لزوماً وابسته به توافق است و نه متوقف بر اخبار جنگ، بلکه بیش از هر چیز از متغیر بنیادین سودآوری شرکتها نشأت میگیرد.
دیدگاهها