حمید محمودزاده، مدیرعامل پلتفرم CRM دیدار، اینترنت کشور پس از اتصال نسبی را یک ارتباط ناپایدار، پرمخاطره و زمانبر میداند. او معتقد است اسم این شبکهای که اکنون داریم را نمیتوان اینترنت گذاشت. شبکهای که به گفته محمودزاده با توجیه برقراری امنیت از دسترس خارج شد اما نهتنها امنیت را برقرار نکرد بلکه مشکلات بسیاری برای مردم و کسبوکارها ایجاد کرد.
مدیرعامل CRM دیدار در گفتوگوی ویدیویی با زومیت اینترنت را حیاتیتر از برق و آب میداند و توضیح میدهد که با وجود توسعه فناوریهای ماهوارهای نظیر استارلینک، مسدودسازی دیگر منطقی و عملی نیست. محمودزاده میگوید همه این اعمال محدودیتها با پیشرفت تکنولوژی بهزودی به پایان خواهد رسید.
او با اشاره به تبعات سنگین این تصمیمات بر اقشار آسیبپذیر جامعه، رویکرد فعلی حکمرانی اینترنت را نقد میکند و آن را غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر دینی میداند:
به گفته محمودزاده، معیشت دستکم ۲ میلیون کسبوکار اینستاگرامی و زندگی ۴ تا ۵ میلیون نفر بهصورت مستقیم به این شبکهها گره خورده است که با هرگونه اختلال، توان پرداخت هزینههای روزمره و اقساط خود را از دست میدهند.
مدیرعامل CRM دیدار با تشریح انواع محدودیتهای اعمالشده برای اینترنت تصریح میکند که «اگر این محدودیتها از روی ناآگاهی نباشد، تنها دشمنان کشور میتوانند چنین ضربهای به زیرساختها وارد کنند.»
یکی از راهکارهای مطرحشده از سوی سیاستگذاران در دوران قطعیها، کوچ اجباری به پلتفرمهای داخلی یا اجرای طرحهایی مثل «اینترنت پرو» بود. مدیرعامل دیدار این ایدهها را ناشی از نداشتن شناخت کافی ساختار حاکمیت از فناوریهای روز میداند. او انتقال صدها هزار مخاطب از یک شبکه بینالمللی به پلتفرمی با زیرساختهای ضعیف را غیرممکن توصیف کرده و درباره ایده اینترنت طبقاتی میگوید:
او همچنین قیاس ایران با چین در زمینه اینترنت ملی را اشتباهی استراتژیک میخواند و تاکید میکند که ما با فیلترینگ، صرفا کاربران را به سمت استفاده ۹۰ درصدی از VPN سوق دادهایم که این امر خود بستر اصلی تهدیدات سایبری و ناامنی شبکه است.
تبعات این محدودیتها در سطح خرد و کلان اکوسیستم فناوری کشور فاجعهبار بوده است. قطع دسترسی به ابزارهای بازاریابی جهانی مانند گوگلادز، شریان ورودی کسبوکارهای متوسط را مسدود کرد.
محمودزاده در همین زمینه آمار مهمی از وضعیت اکوسیستم ارائه میکند: «حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کسبوکارهای فعال که با ما همکاری داشتند، بهطور کامل تعطیل شدند. بخش عمدهای نیز ناچار به کوچک کردن تیمهای فروش و تعدیل نیرو گشتند.»
اما از نگاه او، جبرانناپذیرترین آسیب این دوران، نه ضررهای مالی که ناامیدی سرمایههای انسانی است. در شرایطی که نخبگان از معادن و نفت ارزشمندترند، سیاستهای سلبی باعث شده تا ۹۹ درصد از دانشجویان برتر، لیسانس را پله اول مهاجرت بدانند:
«ما از بودجه عمومی (بیتالمال) برای آموزش میلیونها نفر هزینه میکنیم تا عصاره آنها، یعنی نخبگانی که میتوانند تحولات عظیمی ایجاد کنند، پرورش یابند... اما ما با تصمیمات نادرست خود آنها را ناامیدتر کرده و مسیر مهاجرتشان را هموارتر میکنیم.»
در نهایت، محمودزاده بزرگترین درس این بحران برای کسبوکارها را پرهیز از تمرکز بر یک پلتفرم واحد و لزوم ایجاد کانالهای ارتباطی مستقل (وبسایت، سئو، ایمیل مارکتینگ و CRM) میداند و معتقد است مهمترین کاری که سیاستمداران در بحرانهای احتمالی آتی باید در نظر بگیرند این است که واقعیت زندگی مردم را از نزدیک ببینند و با درک شرایط واقعی آنها مانع از تکرار سیاهترین رخداد تاریخ ارتباطات کشور شوند.
خانواده ما
دیدگاهها