اماواگرهای اقتصادی تغییرِ مدل نگهداری کودکان بی‌سرپرست | بهزیستی: در جنگ مراکز نگهداری کودکان را تخلیه کردیم | کمبود بودجه نداشتیم اما...
کد خبر : ۹۱۶۰۸۵
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۰۲
-
زمان : ۰۴:۲۶
|
دسته بندی: اسلایدر

اماواگرهای اقتصادی تغییرِ مدل نگهداری کودکان بی‌سرپرست | بهزیستی: در جنگ مراکز نگهداری کودکان را تخلیه کردیم | کمبود بودجه نداشتیم اما...

پول و تجارت :به گفته سرپرست دفتر مراقبت و توانمندسازی کودکان و نوجوانان بهزیستی، «طرح میزبان» تلاشی است برای جایگزینی مراقبت در خانواده به‌جای مراکز نگهداری و افزایش امنیت و کیفیت زندگی کودکان در محیطی خانوادگی. اما در شرایط اقتصادی کنونی این طرح چگونه و با چه کیفیتی اجرا خواهد شد؟

به گزارش پول و تجارت در میانه روایت کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، ماجرا به نقطه‌ای می‌رسد که قانون، بحران و خانواده در هم گره می‌خورند؛ جایی که در نگاه بهزیستی، «خانه» از یک مفهوم صرفاً عاطفی عبور کرده و به یک سیاست اجتماعی برای مراقبت و حفاظت از کودک و نوجوان تبدیل شده است.

در شرایطی که فشارهای اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی، بسیاری از خانواده‌ها را حتی در تأمین نیازهای فرزندان خود با دشواری مواجه کرده، بحث درباره الگوهای جدید سرپرستی و مراقبت از کودکان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و این پرسش را پررنگ کرده است که آیا این مدل‌های خانواده‌محور می‌توانند سرانجامی پایدار و امن برای کودکان رقم بزنند یا نه.

حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، از تغییر قانون حمایت از کودکان پس از نزدیک به چهار دهه و شکل‌گیری مدل‌های نوین مراقبتی و تجربه کم‌سابقه انتقال صدها کودک به خانواده‌ها در جریان جنگ می‌گوید.

او در گفتگو با « پول و تجارت » می‌گوید صدها کودک در آن دوره به خانواده‌های واجد شرایط سپرده شدند و این مدل، بخشی از سیاست جدید بهزیستی برای تقویت رویکرد خانواده‌محور و کاهش وابستگی به مراکز نگهداری است.

گفتگوی پول و تجارت با حمیدرضا الوند را در پول و تجارت بخوانید.

****

*آقای الوند! چه نیازها و خلأهایی در نظام مراقبت از کودکان باعث شد ایده طرح میزبان شکل بگیرد و این طرح دقیقاً در پاسخ به چه مشکلات و محدودیت‌های قانونی یا اجرایی طراحی شد؟

تا پیش از سال ۱۳۹۲، قانونی که در حوزه سرپرستی کودکان ملاک عمل ما در کشور بود، «قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست» مصوب ۲۹ اسفند ۱۳۵۳ بود. این قانون تنها موضوع فرزندخواندگی یا سرپرستی دائم را مطرح می‌کرد.

در آن دوره، سیاست محوری ما در برنامه‌ریزی‌ها، تقویت برنامه‌های خانواده‌محور و فراهم کردن زمینه حضور کودکان در خانواده‌های جایگزین مناسب بود. با این حال، تا سال ۱۳۹۲ و حتی پیش از آن، تعداد کودکان بدسرپرست نسبت به کودکان بی‌سرپرست افزایش پیدا کرده بود.

قانون سال ۱۳۵۳ فقط به خانواده‌هایی که فرزند نداشتند و همچنین فقط درباره کودکانی که پدر، مادر و جد پدری آن‌ها در قید حیات نبود، اجازه می‌داد سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی مراقبت و تعیین تکلیف وضعیت این کودکان، آن‌ها را به فرزندخواندگی یا سرپرستی واگذار کند.

در عمل، سیاست اصلی ما حضور کودکان در خانواده‌ها بود؛ سیاستی که هم با فرهنگ ملی و هم با فرهنگ دینی ما سنخیت داشت. هر دو فرهنگ بر این باورند که خانواده امن‌ترین نهاد اجتماعی است. بنابراین ما با محدودیت‌های قانونی جدی مواجه بودیم و در عین حال تعداد کودکان بدسرپرست نیز افزایش یافته بود.به همین دلیل، قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست مورد بازنگری قرار گرفت و در سال ۱۳۹۲، یعنی ۳۹ سال پس از تصویب قانون قبلی، قانون جدید در قالب ۳۷ ماده تصویب شد.

*قانون جدید چه تغییراتی داشت؟

اول اینکه سقف سنی سرپرستی از ۱۲ سال به ۱۶ سال افزایش یافت و همچنین تعداد بیشتری از خانواده‌ها امکان متقاضی شدن برای سرپرستی را پیدا کردند.

در قانون قبلی، فقط زوج‌هایی که پنج سال از ازدواج آن‌ها گذشته بود و در این مدت صاحب فرزند نشده بودند، می‌توانستند متقاضی سرپرستی شوند. اما در قانون جدید، این دامنه توسعه پیدا کرد.بر اساس مواد ۹ و ۱۰ قانون جدید، کودکان بدسرپرست نیز امکان واگذاری به خانواده‌های امین را پیدا کردند. علاوه بر این، فقط زوج‌های فاقد فرزند امکان درخواست سرپرستی نداشتند، بلکه زوج‌هایی که حتی یک فرزند داشتند و امکان فرزندآوری مجدد برای آن‌ها وجود نداشت نیز می‌توانستند متقاضی شوند.

همچنین زنان مجردی که شرایط مقرر در آیین‌نامه قانون را داشته باشند، می‌توانند سرپرستی دختران را بر عهده بگیرند.

بنابراین هم دامنه کودکان مشمول و هم دامنه متقاضیان سرپرستی گسترده‌تر شد. علاوه بر این، اصلاحاتی در آیین دادرسی و برخی فرآیندهای قانونی نیز صورت گرفت.

حمیدرضا الوند

مدل‌های مراقبتی را گسترش دادیم؛ از فرزندخواندگی تا «خانواده امین»

نکته مهم دیگر این بود که در کنار فرزندخواندگی، مدل‌های دیگری از مراقبت نیز در قانون دیده شد. از جمله «خانواده امین» که به صورت قانونی به رسمیت شناخته شد.

در این مدل، کودکانی که پدر و مادر آن‌ها در قید حیات هستند اما شرایط بدسرپرستی دارند، می‌توانند با حفظ هویت خانوادگی خود برای مدت معین و با تشخیص سازمان بهزیستی و رأی دادگاه صالح در خانواده‌های امین زندگی کنند.

این موضوع کاملاً با سیاست خانواده‌محور ما همخوانی داشت؛ زیرا می‌توانستیم کودکان بدسرپرست را بدون قطع ارتباط هویتی با خانواده اصلی خود، در محیط خانواده نگهداری کنیم.

*اما چطور شد که طرح میزبان مطرح شد و چه ضرورتی برای اجرای آن با چنین بندهایی وجود داشت؟

واقعیت این است که بسیاری از خانواده‌ها ممکن است خودشان فرزند داشته باشند؛ حتی دو یا سه فرزند نیز داشته باشند و همچنان امکان فرزندآوری برای آن‌ها وجود داشته باشد. اما در عین حال تمایل داشته باشند مسئولیت نگهداری یک کودک را نیز بر عهده بگیرند، بدون آنکه قصد داشته باشند سرپرستی دائم او را تا پایان عمر عهده‌دار شوند.

این رویکرد نیز با سیاست‌های خانواده‌محور ما همخوانی داشت.به همین دلیل، در سال ۱۴۰۲ کارشناسان سازمان بهزیستی کشور با همکاری مرجع ملی حقوق کودک، طرحی را با عنوان «طرح میزبان» طراحی و تدوین کردند.

دلیل اصلی تدوین این طرح آن بود که خانواده‌ای که خود دارای فرزند است نیز بتواند در فرآیند حمایت از کودکان مشارکت کند.

از سال ۱۹۹۰، سازمان جهانی بهداشت و نهادهای بین‌المللی مرتبط، نگهداری مؤسسه‌ای کودکان را در دنیا به عنوان یک الگوی مطلوب کنار گذاشته‌اند و در سطح جهانی، سیاست «مؤسسه‌زدایی» در حوزه مراقبت از کودکان و حتی افراد دارای معلولیت دنبال می‌شود.

از سوی دیگر، همه کودکان امکان واگذاری در قالب فرزندخواندگی یا سرپرستی دائم را ندارند. در عمل تنها بخشی از کودکان واجد شرایط این نوع واگذاری هستند.

کارکرد طرح میزبان این است که ...

بنابراین لازم بود مدل‌های دیگری طراحی شود تا عموم مردم بتوانند به صورت قانونی، امن و کنترل‌شده در فرآیند حمایت از کودکان مشارکت داشته باشند.

در طرح میزبان، خانواده‌ای که خود دارای فرزند است و حتی امکان فرزندآوری نیز دارد، می‌تواند پذیرش یک کودک را بر عهده بگیرد؛ به‌ویژه کودکانی که بیمار هستند، متقاضی سرپرستی دائم ندارند یا شرایط واگذاری دائم برای آن‌ها فراهم نیست.

برای مثال، یک خانواده می‌تواند مسئولیت نگهداری کودکی را بر عهده بگیرد، مراحل درمان او را پیگیری کند، کودک را به محیط خانواده خود ببرد و شرایطی را فراهم کند که او به جای حضور در مرکز نگهداری، در یک محیط خانوادگی و امن زندگی کند.

در چنین شرایطی، سازمان بهزیستی نیز بر روند نگهداری نظارت می‌کند و اگر در آینده شرایط واگذاری دائم برای کودک فراهم شود، امکان انتقال او به خانواده دائمی نیز وجود خواهد داشت.

965928_344

*یکی از پرسش‌هایی که درباره این طرح مطرح می‌شود، موضوع توان مالی خانواده‌ها و همچنین احتمال آسیب عاطفی به کودک در صورت بازگشت از خانواده میزبان است. پاسخ شما به این نگرانی‌ها چیست؟

طرح میزبان یکی از مدل‌های خانواده‌محور است. این مدل تابع مصادیق محدود قانون فرزندخواندگی نیست و تصمیم‌گیری در آن عمدتاً در چارچوب سازوکارهای اداری و تخصصی انجام می‌شود.

افرادی که متقاضی طرح میزبان هستند، معمولاً از ابتدا اعلام می‌کنند که برای چه مدت توان پذیرش کودک را دارند. ممکن است فردی بگوید من شش ماه امکان نگهداری از کودک را دارم و می‌خواهم در این مدت کمک کنم.

به همین دلیل، شرایط انتخاب خانواده‌های میزبان حتی از فرزندخواندگی و خانواده امین نیز سخت‌گیرانه‌تر است.

کارگروه‌های استانی فاصله سنی متقاضی و کودک را به‌صورت منطقی بررسی می‌کنند. شرایط سنی فرزندان خانواده نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.یعنی یک نوزاد را به خانواده با رده سنی بالا نمی‌دهیم.

همچنین خانواده باید توان مالی لازم برای نگهداری کودک را داشته باشد. منظور از توان مالی این نیست که خانواده الزاماً ثروتمند باشد، بلکه باید بتواند هزینه‌های مورد نیاز کودک را تأمین کند.

در کارگروه‌های استانی، درآمد خانواده، گردش مالی، وضعیت اقتصادی و توانایی تأمین هزینه‌های کودک وابسته به سن و موقعیت آن کودک یا نوجوان به دقت بررسی می‌شود.

*یعنی خانواده برای سنین بالاتر باید توانایی تأمین هزینه‌هایی مانند مدرسه، درمان و اوقات فراغت کودک را هم داشته باشد؟

بله. کسی که مسئولیت کودک را بر عهده می‌گیرد باید بتواند هزینه‌های مورد نیاز او را تأمین کند؛ از جمله هزینه‌های درمان، بیمارستان، مراجعه به پزشک، پوشاک، آموزش، مدرسه و اوقات فراغت.

اما باید تأکید کنم که برای این موضوع نسخه واحدی وجود ندارد. ما نگفته‌ایم هر خانواده باید درآمد مشخصی در ماه داشته باشد.ملاک این است که خانواده بتواند متناسب با شرایط خود نیازهای کودک را تأمین کند.

در کنار مسائل اقتصادی، صلاحیت اجتماعی افراد نیز بررسی می‌شود. سوءپیشینه کیفری، وضعیت اجتماعی، روابط خانوادگی، محل کار، تعاملات اجتماعی و شرایط کلی زندگی فرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.برای همه متقاضیان گزارش مددکاری تهیه می‌شود و روان‌شناسان و کارشناسان اجتماعی نیز وضعیت آن‌ها را بررسی می‌کنند.

*با این حال، برخی کارشناسان معتقدند ممکن است کودک پس از چند ماه حضور در خانواده میزبان و بازگشت به مرکز دچار آسیب عاطفی شود.خصوصا اینکه این امکان میزبان بودن تاچندین بار قابل تمدید و تغییر است این نگرانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ابتدا باید به یک نکته مهم توجه کنیم. نام این طرح «میزبان» است، نه «سرپرستی» در واقع خانواده میزبان، سرپرست قانونی کودک نیست. عنوان طرح نیز دقیقاً بر همین مبنا انتخاب شده است.

پشتیبانی درمانی از کودکان هم در طرح میزبان وارد شد چون...

نکته دوم این است که اولویت اصلی ما همچنان فرزندخواندگی و سرپرستی دائم است. طرح میزبان برای کودکانی طراحی شده که متقاضی سرپرستی دائم ندارند یا شرایط واگذاری دائم برای آن‌ها فراهم نشده است.

حال اگر کودکی که هیچ متقاضی دائمی ندارد، بتواند حتی سه ماه یا شش ماه در یک خانواده امن زندگی کند، این تجربه ارزشمندتر از آن است که تمام عمر خود را در یک مرکز سپری کند.

به‌ویژه درباره کودکانی که بیمار هستند و نیاز به درمان‌های پرهزینه دارند. ممکن است خانواده‌ای اعلام کند که می‌خواهد میزبان یک کودک بیمار شود، هزینه جراحی او را پرداخت کند، او را به بیمارستان ببرد و فرآیند درمانش را پیگیری کند.این طرح چنین امکانی را فراهم می‌کند.

*خوب از نگاه شما مهم‌ترین مزیت زندگی در خانواده با این قوائد وشرط و شروط نسبت به یک مرکز نگهداری که برایش قابل قبول و امن شده است چیست؟

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این طرح همین موضوع است.از منظر اقتصادی نیز نگاه ما این نیست که حتی اگر برای هر کودک در مراکز نگهداری هزینه بسیار زیادی صرف شود، بتوانیم همه کارکردهای خانواده را بازتولید کنیم.

در خانواده، فرآیند جامعه‌پذیری به صورت طبیعی و نهادینه‌شده اتفاق می‌افتد؛ در حالی که در مراکز نگهداری چنین شرایطی وجود ندارد.در مراکز، کودک با مربیانی مواجه است که به صورت شیفتی فعالیت می‌کنند. ممکن است در طول شبانه‌روز چندین بار افراد مسئول مراقبت از کودک تغییر کنند.بنابراین الگوهای همانندسازی پایدار مانند پدر و مادر در اختیار کودک نیست.

اما در خانواده، کودک با پدر، مادر یا اعضای یک خانواده واقعی مواجه می‌شود و فرآیند جامعه‌پذیری به شکل طبیعی و مستمر شکل می‌گیرد.به همین دلیل است که سازمان جهانی بهداشت و بسیاری از نهادهای بین‌المللی، سال‌هاست سیاست مؤسسه‌زدایی و توسعه مراقبت‌های خانواده‌محور را دنبال می‌کنند.

*خانواده‌های میزبان چه آموزش‌هایی دریافت می‌کنند و مدت زمان میزبانی چگونه تعیین می‌شود؟

تمام افرادی که وارد طرح میزبان می‌شوند، پیش از واگذاری کودک باید دوره‌های آموزشی را طی کنند.در حالی که در فرزندخواندگی یا سرپرستی موقت چنین آموزش‌های گسترده‌ای وجود ندارد، در طرح میزبان خانواده‌ها باید مجموعه‌ای از آموزش‌های عمومی و تخصصی را پشت سر بگذارند.پس از پایان این دوره‌ها و دریافت گواهی مربوطه، پرونده آن‌ها در کمیته استانی بررسی می‌شود و در صورت تأیید نهایی، کودک به آن‌ها واگذار خواهد شد.

این آموزش‌ها شامل آشنایی با حقوق کودک، ویژگی‌های کودکان، بیماری‌های کودکان و نحوه مواجهه با آن‌ها، مهارت‌های ارتباطی، بهداشت کودک، تنظیم روابط عاطفی و شیوه صحیح تعامل با کودک است.فقط پس از گذراندن این آموزش‌ها و تأیید صلاحیت‌های اجتماعی، اقتصادی و تربیتی، امکان واگذاری کودک وجود دارد.

 میزبانی ۳ تا ۶ ماهه و منطق ارزیابی کودک و خانواده اینطور بررسی می‌شود که...

در مرحله نخست، معمولاً مدت میزبانی بین سه تا شش ماه تعیین می‌شود.اگر خانواده متقاضی ادامه همکاری باشد و رابطه میان کودک و خانواده نیز مناسب ارزیابی شود، این مدت قابل تمدید خواهد بود.

به‌ویژه در مورد کودکانی که سن بالاتری دارند و امکان گفت‌وگو و اعلام نظر برای آن‌ها وجود دارد، احساس امنیت و رضایت کودک نیز در تصمیم‌گیری لحاظ می‌شود.

هر زمان که تشخیص داده شود خانواده تمایلی به ادامه همکاری ندارد یا ادامه رابطه به مصلحت کودک نیست، فرآیند میزبانی متوقف خواهد شد.

در مقابل، اگر شرایط مناسب باشد، امکان تمدید وجود دارد و حتی در برخی موارد این ارتباط می‌تواند تا ۱۸ سالگی کودک ادامه پیدا کند.

ما بانک اطلاعاتی از خانواده‌های میزبان داریم و سابقه عملکرد آن‌ها به دقت ثبت می‌شود. خانواده‌هایی که چندین بار میزبان کودکان بوده‌اند و عملکرد مناسبی داشته‌اند، برای ما شناخته‌شده هستند.

در بسیاری از موارد، کودکی که دوره‌ای از زندگی خود را در یک خانواده امن سپری کرده، پس از درمان یا بهبود شرایط، به خانواده دیگری نیز واگذار شده است.

بنابراین ما معتقدیم حتی اگر یک کودک برای مدت کوتاهی نیز در یک خانواده امن و مورد تأیید زندگی کند، این تجربه از ماندن دائمی او در مرکز ارزشمندتر است.

*با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ 40 روزه و شرایط بحرانی در این دو دوره، به نظر می‌رسد اجرای مدل‌های خانواده‌محور شتاب بیشتری گرفت؛ پیش از این، سازوکارهای نگهداری در مراکز مانند شیرخوارگاه‌ها چگونه عمل می‌کرد؟ و آیا در شرایط جنگی، حضور کودکان در این مراکز به‌عنوان محیطی امن و تحت کنترل، گزینه مناسب‌تری نبود یا همچنان انتقال به خانواده‌ها را ترجیح می‌دهید؟

بله، در شرایط بحران و جنگ، به‌ویژه در جنگ رمضان، سیاست‌های خانواده‌محور ما از جمله طرح میزبان نقش بسیار مهمی ایفا کرد.

ما در آن دوره با شرایطی مواجه بودیم که نیاز به جابه‌جایی سریع کودکان از مراکز نگهداری وجود داشت. بر اساس دستورالعمل‌های مدیریت بحران، تمام استان‌ها موظف شدند مراکز خود را بازآرایی کنند و برای هر مرکز، مراکز جایگزین تعریف شود؛ به این معنا که اگر یک مرکز در معرض خطر قرار گرفت، محل جایگزین از پیش مشخص باشد.

در مجموع، حدود ۸۲ مرکز در کشور جابه‌جا شدند.در همان روزهای ابتدایی بحران، تصمیم بر این شد که کودکان موجود در مراکز، در صورت امکان، به خانواده‌های واجد شرایط در قالب طرح میزبان، خانواده امین یا سایر مدل‌های خانواده‌محور منتقل شوند.

تا امروز 4500 کودک وارد فرآیندهای خانواده‌محور شدند

زیرا وقتی شما ۲۰ یا ۳۰ کودک را در یک مرکز دارید، مدیریت و رصد وضعیت آنان دشوار است؛ اما وقتی همین تعداد کودک در ۲۰ یا ۳۰ خانواده قرار می‌گیرند، علاوه بر کاهش تراکم مراکز، امکان نظارت دقیق‌تر نیز فراهم می‌شود.

از سوی دیگر، در شرایط جنگی، کارکنان مراکز نیز خودشان درگیر نگرانی‌های شخصی و خانوادگی هستند و این موضوع می‌تواند بر عملکرد آن‌ها تأثیر بگذارد. بنابراین مدل خانواده‌محور در چنین شرایطی کارآمدتر است.

بر همین اساس، در 30 روز اول جنگ، بیش از ۵۰۰ کودک در قالب طرح میزبان به خانواده‌های واجد شرایط واگذار شدند.همچنین حدود ۲۵۰۰ کودک به خانواده‌های زیستی یا غیرزیستی (مانند اقوام، عمو، عمه، خاله و سایر بستگان) بازپیوند شدند.در کنار آن، نزدیک به ۲۰۰ کودک نیز در قالب خانواده امین قرار گرفتند و بیش از ۲۵۰ کودک نیز به فرزندخواندگی واگذار شدند.

در نتیجه، در یک بازه کوتاه، جمعیت کودکان مقیم مراکز به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد و حدود ۴۵۰۰ کودک وارد فرآیندهای خانواده‌محور شدند. به همین دلیل تعداد کل کودکان مراکز به حدود ۵۰۰۰ نفر کاهش یافت.

حتی در برخی شیرخوارگاه‌ها، از جمله شیرخوارگاه آمنه و شیرخوارگاه حضرت رقیه، تعداد کودکان به شکل قابل توجهی کاهش یافت و برخی مراکز تقریباً خالی شدند.

*با توجه به شرایط اقتصادی کشور و هزینه‌بر بودن اجرای مدل‌های خانواده‌محور، این شائبه مطرح می‌شود که شاید محدودیت یا فشار در تخصیص اعتبارات باعث حرکت به سمت طرح‌هایی مانند میزبان شده باشد؛ آیا کاهش یا تغییر در بودجه و منابع مالی سازمان در این تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته است یا این تغییر صرفاً یک انتخاب سیاستی بوده است؟

خیر. در حوزه کاری ما، اعتبارات نه‌تنها کاهش نیافت، بلکه افزایش هم داشت.زمانی که من در سال ۱۴۰۳ مسئولیت دفتر را تحویل گرفتم، اعتبارات حدود ۱۲۹۰ میلیارد تومان بود.

بودجه کم نداشتیم؛ بودجه‌مان دوبرابر هم شد

با اضافه شدن هفت برنامه جدید، این عدد به بیش از ۲۵۵۰ میلیارد تومان رسید.در واقع در یک دوره، بودجه دفتر تقریباً دو برابر شد و این افزایش با حمایت سازمان برنامه و بودجه و ریاست سازمان بهزیستی کشور محقق شد.با وجود شرایط اقتصادی کشور، پروژه‌های جدید نیز تعریف و اجرا شد و همه آن‌ها تا سال ۱۴۰۴ به اجرا رسیدند.

نکته مهم این است که با وجود شرایط جنگی، تحریم‌ها و وضعیت اقتصادی خاص کشور، سرمایه اجتماعی در حوزه مراقبت از کودکان افزایش یافت.اگر این ظرفیت اجتماعی وجود نداشت، امکان انتقال بیش از ۴۰۰۰ کودک به خانواده‌ها فراهم نمی‌شد.در این دوره، همکاری میان دستگاه قضایی و بهزیستی نیز بسیار مؤثر بود و نقش مهمی در صدور احکام و تسهیل فرآیند واگذاری‌ها داشت.

نظارت در طرح میزبان بسیار دقیق و چندلایه است.خانواده‌های میزبان موظف‌اند به صورت روزانه وضعیت کودک را در سامانه‌ای ثبت کنند. علاوه بر این، کارشناسان بهزیستی به صورت هفتگی وضعیت کودک را بررسی و گزارش تهیه می‌کنند.

یک دوره کوتاه زندگی در خانواده از ماندن طولانی در مرکز مهم‌تر است چون...

این نظارت فقط اداری نیست، بلکه شامل بازدیدهای مددکاری و ارزیابی‌های مستمر نیز هست.

با این حال، ما معتقدیم اگر یک کودک حتی برای مدتی کوتاه در یک خانواده امن زندگی کند، این تجربه بسیار ارزشمندتر از ماندن بلندمدت در مراکز نگهداری است؛ زیرا فرآیند جامعه‌پذیری در خانواده به شکل واقعی و طبیعی اتفاق می‌افتد.

در واقع برخلاف تصور عمومی، این طرح برای ما نه‌تنها ساده تر نیست، بلکه مسئولیت نظارتی سازمان را افزایش می‌دهد؛ زیرا به جای یک مرکز، باید چندین خانواده به صورت هم‌زمان پایش شوند.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه