به گزارش خبرنگار پول و تجارت، در سالهای اخیر، عبارت «BNPL» (الان بخر، بعداً پرداخت کن) از یک سرویس فانتزی در پلتفرمهای فروشگاهی، به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت هزینههای روزمره مردم و توسعه شمول مالی در ایران تبدیل شده است. در شرایطی که دریافت تسهیلات خرد از بانکهای سنتی همچنان درگیر بوروکراسی، ضامن و وثیقه است، پلتفرمهای لندتک توانستهاند با چند کلیک، فرآیند اعطای اعتبار خرد را به ثانیه برسانند. اما پشت این روند جذاب و سریع، یک علامت سؤال بزرگ برای کارشناسان بانکداری وجود دارد؛ در اقتصاد تورمی، پلتفرمهای BNPL چطور از پس کنترل «نرخ نکول» برمیآیند و سرپا میمانند؟
امروز پایداری این مدلهای اعتباری دیگر صرفاً یک ادعای استارتاپی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت شبکه پرداخت کشور بدل شده است. برای درک راز حیات این فینتکها، باید مکانیزمهای هوشمند کنترل ریسک، ضریب نفوذ آنها در جامعه و تعاملات حقوقیشان با رگولاتور را رمزگشایی کرد.
وقتی از مدلهای BNPL در ایران صحبت میکنیم، نامهای بزرگی که رفتار خرید کاربران را تغییر دادهاند، خودنمایی میکنند. «اسنپپی» با تکیه بر زنجیره بزرگی از خدمات روزمره، اعتبار خرد را حتی به بخش کالاهای (FMCG) تندمصرف، سوپرمارکت و خدمات پزشکی آورده است. در سوی دیگر، «دیجیپی» به عنوان بازوی مالی دیجیکالا، هسته اصلی خدمات خود را بر خرید اعتباری کالاهای عرضهشده در این پلتفرم خرید و فروش متمرکز کرده و «تپسیپی» نیز به عنوان ضلع جدید این بازار، تلاش میکند سهم خود را از خدمات روزمره افزایش دهد.
در کنار این پلتفرمهای خریدگاهی، نئوبانکهایی مانند «بلو» نیز وارد فضای اعتباری شدهاند؛ با این تفاوت بزرگ که مبنای اعتبارسنجی در نئوبانکها، گردش حساب و دیتای رسمی بانکی خود کاربر است، نه لزوماً رفتار خرید او در یک سوپراپلیکیشن.
یکی از نشانههای بلوغ این بازار، بررسی آمار ضریب نفوذ آن در میان جامعه است. بر اساس آخرین گزارشهای تحلیلی صنعت لندتک ایران تا ابتدای سال ۱۴۰۴، تخمین زده میشود که بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت فعال اقتصادی کشور (افراد دارای درآمد یا حساب بانکی فعال) حداقل برای یک بار از خدمات BNPL استفاده کردهاند یا دارای خط اعتباری فعال هستند.
آمارهای عملکردی سال ۱۴۰۳ نیز نشان از یک تقاضای میلیونی دارد؛ به طوری که تعداد کاربران فعال اسنپپی از مرز ۶ میلیون نفر عبور کرده و دیجیپی نیز در طول سال ۱۴۰۳ به بیش از ۲.۵ میلیون کاربر خدمات اعتباری ارائه داده است. این حجم از استقبال نشاندهنده تغییر جهت جدی ذائقه مردم از تسهیلات کلان بانکی به سمت اعتبارهای خرد و سریع است.
بزرگترین چالش پلتفرمهای BNPL در ایران، عدم دسترسی کامل به رتبهبندیهای سنتی بانکها و لزوم ارتقای سیستمهای اعتبارسنجی اختصاصی است. با وجود بالا بودن ریسک عدم بازپرداخت در اعتبارات بدون وثیقه، ارزیابیها نشان میدهد فینتکهای بزرگ با تکیه بر الگوریتمهای هوش مصنوعی این ریسک را مدیریت کردهاند. پلتفرمها بر اساس رفتار روزمره کاربر در اکوسیستم خود (مانند خوشحسابی در پرداخت قبوض و کیف پولها)، امتیاز اعتباری او را محاسبه میکنند؛ اعتبارها از مبالغ خرد شروع شده و پلهپله با اثبات خوشحسابی افزایش مییابند تا ریسک به حداقل برسد.
از سوی دیگر، اهرم محرومسازی از اکوسیستم خدماتی، قویترین ابزار برای وصول مطالبات است. کاربری که اقساط خود را تسویه نکند، با مسدود شدن دسترسی به خدمات حیاتی روزمره (مثل درخواست تاکسی، سفارش غذا یا خرید آنلاین) مواجه میشود؛ ساختار تنبیهی ملموسی که انگیزه بالایی برای تسویه به موقع ایجاد میکند.
در ادبیات بانکداری، تورم بالا ارزش پولی را که امروز اعطا و یک ماه بعد پس گرفته میشود، کاهش میدهد. راز حیات پلتفرمهای BNPL در این فضا این است که آنها تفاوت ارزش پول را از خریدار جبران نمیکنند، بلکه هسته اصلی سودآوری آنها بر «کارمزد فروشنده» استوار است.
فروشگاههای بزرگ حاضرند درصدی از مبلغ فروش را به پلتفرم پرداخت کنند، چرا که تکیه بر این ابزار، نرخ تبدیل خرید و حجم فروش آنها را به شدت جهش میدهد. این کارمزد عملاً به عنوان ضربهگیر تورمی عمل کرده و پایداری مالی پلتفرم را تضمین میکند؛ به طوری که در گزارشهای عملکردی سال ۱۴۰۳، نرخ نکول این مجموعهها به دلیل پایش مداوم، زیر ۲ درصد نگه داشته شده که رقمی بهینه در مقایسه با مطالبات غیرجاری (NPL) شبکه بانکی سنتی است.
چالش پایداری BNPL در فضای تورمی، یک دغدغه منطقهای است. نگاهی به کشور همجوار، ترکیه، که تشابهات اقتصادی زیادی با ایران دارد، نشان میدهد بازار BNPL در آنجا به یک بخش ۱۰ میلیارد دلاری تبدیل شده و بیش از ۶۲ درصد مصرفکنندگان مایل به استفاده از این روش هستند. در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز پلتفرمهای بزرگی مانند Tabby و Tamara با رشد سالانه ۲۵ درصدی، ارزش این بازار را به ۳.۳ میلیارد دلار رسانده و حوزه نفوذ خود را به پرداخت شهریه مدارس و اجاره مسکن کشاندهاند؛ روندی که نشان میدهد توسعه این ابزار، به بخش جداییناپذیری از اقتصاد خانوارها در کل منطقه تبدیل شده است.
در این مسیر، بانک مرکزی با درک واقعیتهای بازار، به جای برخورد انقباضی، رویکرد تنظیمگری را انتخاب کرد. ابلاغ بخشنامه رسمی «الزامات ناظر بر نحوه همکاری موسسات اعتباری با شرکتهای تسهیلاتیار» در دیماه سال ۱۴۰۲، بازار BNPL را از فضای خاکستری خارج و به ریل قانونی هدایت کرد.
این اقدام رگولاتور از یک سو امکان تلفیق دیتای رفتاری پلتفرمها با سیستم اعتبارسنجی رسمی کشور را برای کاهش نرخ نکول فراهم کرد و از سوی دیگر، حاشیه امن قانونی برای بانکهای مادر جهت اعطای خطوط اعتباری کلان به فینتکها ایجاد نمود؛ مکانیزمی که بدون تحمیل بوروکراسی، نقدینگی خرد را به سمت قدرت خرید مردم هدایت کرد.
آینده بازار BNPL در ایران یک جاده دوجانبه است. پلتفرمهای اعتباری برای بقا و توسعه به خطوط اعتباری و منابع کلان بانکهای مادر نیاز دارند و بانکها نیز برای توسعه شمول مالی و چابکی در پرداخت، به این فینتکها محتاجند. در این ریل تعاملی، تدوین تکمیلی چارچوبهای نظارتی، مسیر حرکت قطار اعتبار خرد را در مرز پایداری اقتصادی و امنیت شبکه مالی تضمین خواهد کرد.
دیدگاهها