مطالعهای گسترده روی مأموریتهای ناسا نشان میدهد که ارزانترین فضاپیماهای این سازمان بهندرت به دستاوردهای علمی بزرگ منجر میشوند؛ موضوعی که با توجه به فشارهای بودجهای و درنظر گرفتن اتکای بیشتر ناسا به مأموریتهای کمهزینه، موجب طرح برخی پرسشها شده است.
در پژوهش اخیر که هفتهی گذشته در یک نشست ارائه شد، پژوهشگران انجمن سیارهای، سازمان حامی اکتشافات فضایی، ۹۰ مأموریت علمی ناسا در حوزههای اخترفیزیک، فیزیک خورشیدی و سیارهشناسی را بررسی کردند؛ مأموریتهایی که از سال ۱۹۹۴ پرتاب شده و تا سال ۲۰۲۳ فعالیت علمی خود را آغاز کرده بودند. پژوهشگران هزینه چرخه عمر مأموریتها (با تعدیل نسبت به تورم) را با خروجی علمی آنها مقایسه کردند. بازده علمی براساس تعداد مقالاتی سنجیده شد که بیش از ۱۰۰ بار مورد استناد قرار گرفته بودند.
بهطور کلی، گرانترین مأموریتها بیشترین تعداد مقالات علمی پراستناد را تولید کردند. مأموریتهایی که هزینهای کمتر از صد میلیون دلار داشتند، به تولید تعداد کمی از مقالات علمی منجر شدند. در واقع، هیچکدام از مأموریتهای علوم سیارهای ناسا که زیر این آستانه هزینهای قرار داشتند، نتوانستند نتایج علمی پراستناد منتشر کنند؛ نشانهای که حاکی از شکست بسیاری از این فضاپیماها است.
یافتهها نشاندهندهی نیاز اکتشافات فضایی به هزینههای گزاف است
آری کوپل، ژئوفیزیکدان سیارهای در انجمن سیارهای و نویسنده اصلی مطالعه، میگوید یافتهها نشاندهندهی نیاز اکتشافات فضایی به هزینههای گزاف است. بهگفته کوپل: «کشفیات در عرصه فضا به پیشرفتهای فناورانه بسیار قدرتمندی نیاز دارد که فکر نمیکنم از طریق مأموریتهای کمهزینه به دست بیاید.»
تمرکز دیگر مطالعه که در کارگاه بینالمللی کاوشگرهای سیارهای ارائه شد، بررسی مفهوم «زمان تا دستیابی به علم» بود؛ یعنی مدت زمانی که از شکلگیری یک پروژه تا رسیدن به یک نتیجه علمی مهم سپری میشود. هرچند مأموریتهای پرچمدار ناسا که بیش از یک میلیارد دلار هزینه دارند اغلب به کشفیات مهم و تاریخی منجر شدهاند، برنامههای توسعه طولانی آنها موجب میشود بازده علمیشان سالها به تأخیر بیفتد.
مطالعه نشان میدهد که مأموریتهای میانرده ناسا با هزینهای بین ۲۵۰ تا ۷۵۰ میلیون دلار، نقطه تعادل مناسبی میان هزینه، اطمینانپذیری، بهرهوری علمی و سرعت ایجاد میکنند. این مأموریتها سریعترین زمان دستیابی به نتایج علمی (بهطور میانگین حدود ۶ سال) را داشتند.
در سالهای اخیر، ناسا برنامههایی کمهزینه مانند «مأموریتهای کوچک نوآورانه برای اکتشاف سیارهها» (SIMPLEx) و «خدمات تجاری حمل محمولههای ماه» را راهاندازی کرده است. این برنامهها با پذیرش سطح بالاتری از ریسک و استفاده از فناوریهای آماده بازار که آزمایشهای سختگیرانه را پشت سر نگذاشتهاند، هزینهها را کاهش میدهند. اما بسیاری از مأموریتهای این برنامهها با شکست مواجه شدهاند.
جیم گرین، دانشمند ارشد پیشین ناسا، میگوید این موضوع نشاندهنده مشکلات اولیه همکاری با بخش خصوصی است. او میگوید: «رویکرد جدیدی که امروز آزمایش میشود، واگذاری مسئولیت بیشتر به کسبوکارهای خصوصی برای توسعه مأموریتها است. گروههای تجاری احساس میکنند میتوانند موفق شوند، اما میپذیرند که با شکست نیز روبهرو خواهند شد.»
یکی از آزمونهای مهم رویکرد تجاری بهزودی با جدیدترین مأموریت برنامه SIMPLEx به نام اسکپید (ESCAPADE) مشخص خواهد شد. در سال ۲۰۲۵، این مأموریت ۷۹ میلیون دلاری یک جفت فضاپیمای کوچک را به سمت مریخ پرتاب کرد که پس از ورود به مدار این سیاره، جو آن را بررسی خواهند کرد.
رابرت لیلیس، فیزیکدان فضایی سیارهای در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و پژوهشگر اصلی اسکپید، میگوید برای قضاوت درباره ظرفیت علمی مأموریتهای کمهزینه هنوز زود است. او میپرسد: «آیا ارزش دارد بودجه را چهار برابر کنیم تا احتمال موفقیت از ۹۰ درصد به ۹۹ درصد برسد؟» او میگوید: «فکر میکنم این همان پرسشی است که اسکپید تلاش دارد به آن پاسخ دهد.»
«با بودجه کم نمیتوان فضاپیمایی به اروپا، انسلادوس یا تیتان فرستاد و انتظار داشت که مرزهای اکتشافات علمی جابهجا شود»
بریتنی اشمیت، دانشمند سیارهشناس و رئیس کمیته سیاستگذاری فضایی انجمن سیارهای، میافزاید برخی مقصدهای دوردست مانند قمرهای بیرونی منظومه شمسی که میتوانند به دستیابی به اکتشافات جدید منجر شوند، شاید اساساً فراتر از توان مأموریتهای کمهزینه باشند و این هم دلیل دیگری است که بازده علمی آنها محدود خواهد بود.
اشمیت میگوید: «با بودجه کم نمیتوان فضاپیمایی به اروپا، انسلادوس یا تیتان فرستاد و انتظار داشت که مرزهای اکتشافات علمی جابهجا شود. چنین امکانی وجود ندارد؛ این مأموریتها به زمان طولانی، فناوریهای پیچیده و تیمی از متخصصان بسیار توانمند نیاز دارند.»
خانواده ما
دیدگاهها