به گزارش باشگاه پول و تجارت، در تحلیل عملکری مالی شرکت های بیمه، رشد سریع حق بیمه میتواند نشانه قیمتگذاری تهاجمی باشد یا افزایش ذخایر خسارت معوق ممکن است از تعهدات انباشته خبر دهد یا حتی جهش سود خالص نیز، گاهی محصول شرایط موقتی بازار سرمایه است، اما حقوق صاحبان سهام یکی از شاخص های مهم برای سنجش کیفیت، در میان همه این نشانه ها است.
با این فرض می توان ادعا کرد که در صورتهای مالی سال ۱۴۰۴ بیمه آسیا، «حقوق صاحبان سهام» بیش از سایر ارقام، اثباتی است بر کیفیت عملکرد.
آمارها اذعان دارد که این شرکت سال گذشته را با بیش از ۱۱۶ هزار میلیارد ریال حقوق صاحبان سهام به پایان رسانده است؛ رقمی که نسبت به حدود ۵۶ هزار میلیارد ریال سال قبل آن، بیش از دو برابر شده است.
همزمان سود انباشته شرکت به بیش از ۶۶ هزار میلیارد ریال رسیده و سرمایهگذاریها نیز از ۲۱۷ هزار میلیارد ریال به حدود ۳۴۷ هزار میلیارد ریال افزایش یافتهاند.
در نگاهی گذرا به این ترازنامه، منتقدان ممکن است به رشد مطالبات بیمهای از ۱۸۱ هزار میلیارد ریال به ۲۶۷ هزار میلیارد ریال اشاره کنند یا افزایش ذخایر خسارت معوق از ۱۱۲ هزار میلیارد ریال به ۱۶۲ هزار میلیارد ریال را نشانه افزایش ریسک بدانند.
هرچند که این نگرانیها بیاساس نیست، اما برخی تحلیل گران معتقدند که در این میان موضوع این نیست که تعهدات بیمه آسیا چقدر بزرگ شده؛ مسئله این است که آیا ظرفیت سرمایهای لازم برای پشتیبانی از این تعهدات به صورت همزمان رشد کرده است یا خیر
.
پاسخ را عملکرد بیمه آسیا و صورت مالی تا حد زیادی ارائه کرده و نشانه ها مثبت است.
در ادبیات نظارتی اروپا، بهویژه در چارچوب «Solvency II»، کیفیت سرمایه و توان جذب شوکهای غیرمنتظره مهمتر از بسیاری از شاخصهای سنتی سودآوری تلقی میشود.
تحلیل گران مالی شرکت های بیمه ای بر این باورند که شرکتی که بتواند در یک سال مالی، هم ذخایر فنی خود را تقویت کند، هم داراییهای سرمایه گذاری را افزایش دهد و هم حقوق صاحبان سهام را دو برابر کند، در عمل در حال ساختن سپری برای مواجهه با ریسکهای آینده است.
از منظر حقوقی نیز این تحول اهمیت دارد، رشد سرمایه اقتصادی شرکت، فاصله ایمنی بیشتری میان منافع بیمهگذاران و ریسکهای عملیاتی ایجاد میکند.
در حکمرانی بیمه که بعضا تعهدات آن گاه سالها پس از صدور بیمهنامه ظاهر میشوند، کیفیت ترازنامه صرفاً یک موضوع حسابداری نیست؛ بخشی از سازوکار حمایت از حقوق ذینفعان است.
البته این بدان معنا نیست که بیمه آسیا فاقد چالش است بلکه تمرکز بالای پرتفوی در رشته درمان، فشار تورم پزشکی و رشد مطالبات همچنان، موضوعاتی هستند که باید تحت نظارت دقیق باقی بمانند، اما ارزیابی یک شرکت بیمه تنها از دریچه ریسکها، تصویری ناقص ارائه میدهد.
بنابراین، مهمترین پیام این صورت مالی شاید نه رشد ۴۴۰ درصدی سود خالص باشد و نه افزایش ۴۶ درصدی حق بیمه صادره، بلکه مهمترین پیام آن است که شرکت توانسته همزمان با بزرگ تر شدن تعهدات، ظرفیت سرمایهای خود را نیز با سرعتی بیشتر افزایش دهد.
دقیقا نقطه ای که تفاوت میان یک شرکت آسیبپذیر و یک شرکت تابآور در همین نقطه نهفته است؛
نقطه ای که تعیین می کند نه اندازه ریسک، بلکه میزان سرمایهای که پشت آن ایستاده سرنوشت کیفیت مدیریت در یک شرکت بیمه ای را عیان می سازد.
دیدگاهها