روایت همسر امام از جام زهری که ایشان نوشید/ امام پیشنهاد آیت الله هاشمی رفسنجانی که گفته بود من مسئولیت پذیرش قطعنامه را بر عهده بگیرم را نپذیرفت/ پاسخ داد؛ من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟!
کد خبر : ۹۴۴۷۴۱
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
-
زمان : ۰۷:۰۱
|
دسته بندی: اسلایدر

روایت همسر امام از جام زهری که ایشان نوشید/ امام پیشنهاد آیت الله هاشمی رفسنجانی که گفته بود من مسئولیت پذیرش قطعنامه را بر عهده بگیرم را نپذیرفت/ پاسخ داد؛ من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟!

پول و تجارت : همسر امام به بیان خاطره ای از روزهایی پرداخته اند که امام قطعنامه را پذیرفته بودند.

به گزارش پول و تجارت به نقل از جماران، همسر امام خمینی به عنوان همراه همیشگی ایشان، کسی که در بالا و پایین های زندگی امام، همواره کنارشان بود، روزهای سخت غربت و تبعید و زندانی امام را تاب آورد. شهادت فرزند دلبندشان حاج آقا مصطفی را تحمل کردند و شکایتی به زبان نراندند. روزهایی را دیدند که امام قطعنامه را پذیرفته و از آن به نوشیدن جام زهر تعبیر کردند. ایشان این بانوی صبور در خاطرات خود که در کتاب «بانوی انقلاب خدیجه ای دیگر، به چاپ رسیده است، در این باره گفته: 

 
هشت سال این جنگ نابرابر ادامه یافت و سرانجام در سال ۱۳۶۷ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط امام خمینی(س) پایان پذیرفت. پذیرش این قطعنامه همان گونه که خود حضرت امام(س) فرمود جام زهری بود که باید نوشیده می شد؛ و این روز مسلما یکی از روزهای سخت زندگی امام بود اگرچه ایشان آنچه را که انجام می داد بنا به مصلحت و از سر خیرخواهی و تکلیف الهی بود که این باور، کار را بر آن حضرت آسان می ساخت.

از قول آقای دکتر محمود بروجردی داماد امام شنیدم که گفته بود آن روز که این نظر امام اعلام شد اکثر مسئولین شگفت زده شدند و اعضای دفتر امام چهره ای گرفته و افسرده داشتند و از اینکه امام پذیرش قطعنامه را خود شخصا به عهده گرفته است متعجب بودند. من در این شرایط حساس به دیدار خانم رفتم تا حالی از ایشان پرسیده باشم وقتی خدمتشان رسیدم با کمال تعجب دیدم خانم لبخند رضایتی بر لب دارد با لحنی آرام و نشاط آور فرمود: آقا محمود! امروز چندین بار شکر خدا را به جا آوردم که اگر در زندگی مشترک با آقا سختی های زیادی کشیده ام اما همیشه مردانگی خاصی از ایشان دیده ام که واقعا افسانه ای است. وقتی این روحیه را در آقا می بینم زندگی برایم شیرین می شود و تحمل سختی ها آسان می گردد.

امروز هنگامی که خبر پذیرش قطعنامه را شنیدم از آقا سؤال کردم چرا شما خودتان مسئولیت پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتید؟ چرا پیشنهاد آقای هاشمی را که گفته بود اجازه بدهید من اعلام کنم و تبعات آن را بپذیرم، شما قبول نکردید؟ آقا به من پاسخ داد یعنی من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟! خانم از خدا بخواه این آخر عمری در چنین جهنمی نیفتم.

خانم می دانستند که برای پیروزی بر دشمن راه های دیگری هم وجود دارد و فشار ناشی از جنگ بیش از هر کس بر دوش ضعفای جامعه سنگینی می کند و آنگاه خانم این اشعار امام را زمزمه کرد:

الا یا ایها الساقی ز می پُر ساز جامم را

که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را

از آن می ریز در جامم که جانم را فنا سازد

برون سازد ز هستی هسته نیرنگ و دامم را

از آن می ده که جانم را ز قید خود رها سازد

به خود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه