بازیگر کلیدی پرونده جنگ ایران و آمریکا به روایت «فارن افرز» | جنگ ایران چگونه به «فرصت طلایی» برای پاکستان تبدیل شد؟
کد خبر : ۹۴۴۸۲۷
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
-
زمان : ۱۰:۴۸
|
دسته بندی: اسلایدر

بازیگر کلیدی پرونده جنگ ایران و آمریکا به روایت «فارن افرز» | جنگ ایران چگونه به «فرصت طلایی» برای پاکستان تبدیل شد؟

پول و تجارت : از زمان روی کار آمدن عاصم منیر در سال ۲۰۲۲، روند متفاوتی در پاکستان آغاز شد. او تلاش کرد روابط با آمریکا را بازسازی کند و همزمان مناسبات منطقه‌ای پاکستان را گسترش دهد.

به گزارش پول و تجارت آیا پاکستان با ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا در جنگ اخیر توانسته جایگاهی فراتر از وزن سنتی خود در سیاست جهانی به دست آورد؟

پاکستان و جنگ ایران؛ ظهور یک میانجی غیرمنتظره در معادلات جهانی

فارن افرز در گزارشی نوشت: در هفتم آوریل، زمانی که ضرب‌الاجل دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای ایران به پایان خود نزدیک می‌شد، تماس تلفنی یک ژنرال پاکستانی به جلوگیری از بحرانی بزرگ کمک کرد. ترامپ تهدید کرده بود که اگر تهران تنگه هرمز را بازگشایی نکند، با نابودی یک تمدن کامل روبه‌رو خواهد شد. در همین شرایط، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و قدرتمندترین چهره سیاسی و نظامی این کشور، با ترامپ و همچنین رهبران باقی‌مانده ایران تماس گرفت و از دو طرف خواست جنگ را متوقف کنند.

تنها چند ساعت بعد، واشینگتن و تهران از برقراری آتش‌بس خبر دادند. ترامپ و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به‌طور علنی از عاصم منیر و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، قدردانی کردند. چند روز بعد نیز جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بیش از ۲۰ ساعت در اسلام‌آباد با مذاکره‌کنندگان ایرانی گفت‌وگو کرد؛ اقدامی که بالاترین سطح تماس مستقیم میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به شمار می‌رفت.

دونالد ترامپ

اگرچه آینده این آتش‌بس و توافقات پس از آن همچنان نامشخص است، اما نقش‌آفرینی پاکستان در این روند اتفاقی کم‌سابقه بود. در دوران پس از جنگ جهانی دوم، کشورهایی در معادلات ژئوپلیتیکی اثرگذار محسوب می‌شدند که دارای قدرت اقتصادی بزرگ، نفوذ سیاسی گسترده، مشروعیت لیبرال و توانایی گردهم آوردن بازیگران مهم بین‌المللی بودند. پاکستان هیچ‌گاه واجد چنین ویژگی‌هایی نبوده است. این کشور اگرچه به سلاح هسته‌ای مجهز است، اما معمولا بیشتر با بی‌ثباتی منطقه‌ای شناخته می‌شد تا حل‌وفصل منازعات. با این حال، در یکی از خطرناک‌ترین بحران‌های خاورمیانه در چند دهه اخیر، پاکستان کاری را انجام داد که قدرت‌هایی همچون چین، بریتانیا، فرانسه، آلمان و هند از انجام آن بازماندند.

تغییر قواعد قدرت در جهان چندقطبی

نقش‌آفرینی اسلام‌آباد نشانه‌ای از یک تحول عمیق‌تر در نظام بین‌الملل است. در جهانی که به‌تدریج به سمت رقابت‌های چندقطبی حرکت می‌کند و نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل توانایی کمتری در مدیریت بحران‌ها دارند، نوع تازه‌ای از قدرت در حال ظهور است.

کشورهایی مانند پاکستان، قطر، ترکیه و عمان که الزاماً قدرت‌های بزرگ محسوب نمی‌شوند، به دلیل توانایی برقراری ارتباط با بازیگران متخاصم و ایجاد کانال‌های ارتباطی میان آن‌ها، به میانجی‌های ارزشمند تبدیل شده‌اند. این کشورها توانسته‌اند در آزادی گروگان‌ها، تبادل زندانیان، بازگشایی مسیرهای تجاری و آغاز گفت‌وگوهای سیاسی نقش‌آفرینی کنند و مانع از گسترش بحران‌ها شوند.

در چنین شرایطی، آنچه اهمیت پیدا می‌کند نه صرفا قدرت نظامی یا اقتصادی، بلکه توانایی ایجاد اعتماد میان اردوگاه‌های متخاصم است.

چرا پاکستان توانست میان ایران و آمریکا میانجی‌گری کند؟

پاکستان چند ویژگی مهم داشت که آن را به گزینه‌ای مناسب برای میانجی‌گری میان تهران و واشینگتن تبدیل کرد.

نخست اینکه این کشور روابط فعالی با هر دو بلوک اصلی قدرت دارد. اسلام‌آباد در عین حفظ روابط راهبردی با چین، همواره تلاش کرده روابط خود با آمریکا را نیز حفظ کند. از سوی دیگر، پاکستان روابط نزدیکی با عربستان سعودی دارد اما به دلیل همسایگی و پیوندهای مذهبی، ارتباطات گسترده‌ای نیز با ایران حفظ کرده است.

همین موقعیت منحصربه‌فرد باعث شد هر دو طرف درگیر، پاکستان را به‌عنوان یک واسطه قابل‌قبول بپذیرند.

شهباز شریف

عامل دوم، برخورداری از اهرم‌های واقعی فشار بود. توافق دفاعی میان پاکستان و عربستان به این معنا بود که در صورت گسترش جنگ و حملات موشکی ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس، اسلام‌آباد می‌توانست در حمایت از ریاض وارد درگیری شود. چنین اقدامی احتمالاً سایر کشورهای مسلمان را نیز به سمت ورود به جنگ سوق می‌داد و در نتیجه ایران بیش از پیش در جهان اسلام منزوی می‌شد. همین احتمال برای تهران تهدیدی جدی‌تر از حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شد.

نقش عاصم منیر در بازگشت پاکستان به صحنه جهانی

موفقیت پاکستان صرفا حاصل موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور نبود، بلکه به رهبری عاصم منیر نیز ارتباط داشت.

در سال‌های گذشته، روابط اسلام‌آباد و واشینگتن پس از خروج آمریکا از افغانستان به شدت تضعیف شده بود. اقتصاد پاکستان در آستانه بحران قرار داشت، فضای سیاسی داخلی آشفته بود و این کشور با موج جدیدی از ناامنی و شورش روبه‌رو بود.

اما از زمان روی کار آمدن عاصم منیر در سال ۲۰۲۲، روند متفاوتی در پاکستان آغاز شد. او تلاش کرد روابط با آمریکا را بازسازی کند و همزمان مناسبات منطقه‌ای پاکستان را گسترش دهد.

جنگ هند و پاکستان در مه ۲۰۲۵ نیز نقطه عطفی در این مسیر بود. به اعتقاد نویسنده، عملکرد پاکستان در آن بحران باعث شد ترامپ نگاه مثبتی به رهبری این کشور پیدا کند. در ادامه، توافق دفاعی با عربستان و تقویت کانال‌های ارتباطی با ایران نیز جایگاه منطقه‌ای اسلام‌آباد را ارتقا داد.

قطر، ترکیه و عمان؛ بازیگران جدید ثبات منطقه‌ای

پاکستان تنها نمونه این روند نیست. در سال‌های اخیر، قطر با میزبانی دفتر سیاسی حماس و همزمان پایگاه نظامی آمریکا، نقش مهمی در مذاکرات میان اسرائیل و حماس ایفا کرده است.

مصر هم از کنترل گذرگاه رفح برای پیشبرد مذاکرات استفاده کرد. ترکیه با حفظ روابط با روسیه و اوکراین، زمینه توافق غلات دریای سیاه را فراهم ساخت و از بروز بحران جهانی غذا جلوگیری کرد. همچنین کاهش تنش در دریای سرخ تا حد زیادی حاصل دیپلماسی پشت‌پرده عربستان سعودی و عمان بود.

این کشورها در حال پر کردن خلایی هستند که قدرت‌های بزرگ و نهادهای بین‌المللی نتوانسته‌اند آن را پوشش دهند.

کاخ سفید

چرا آمریکا باید نگاه خود را تغییر دهد؟

سیاست خارجی آمریکا برای دهه‌ها بر شبکه‌ای از متحدان سنتی مانند اعضای ناتو و شرکای آسیایی استوار بوده است. این الگو در دوران جنگ سرد و سال‌های پس از آن کارآمد بود، اما بحران‌های امروز نشان داده‌اند که صرف اتکا به ائتلاف‌های سنتی برای جلوگیری از جنگ‌ها کافی نیست.

جنگ اوکراین، جنگ غزه و بحران ایران نشان داده‌اند که قدرت نظامی و اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند منازعات پیچیده قرن بیست‌ویکم را مهار کند

واشینگتن باید در کنار حفظ روابط با متحدان سنتی، شبکه‌ای گسترده‌تر از روابط با قدرت‌های تثبیت‌کننده مانند پاکستان، قطر، ترکیه و عمان ایجاد کند؛ کشورهایی که شاید در دسته‌بندی کلاسیک دوست یا دشمن نگنجند، اما می‌توانند در جلوگیری از بحران‌های بزرگ نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند.

جهان آینده بیش از آنکه به قدرت‌های بزرگ وابسته باشد، به کشورهایی نیاز خواهد داشت که بتوانند میان دشمنان پل ارتباطی بسازند؛ و پاکستان تلاش می‌کند خود را در راس این دسته جدید از بازیگران بین‌المللی قرار دهد.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه