به گزارش پول و تجارت به نقل از روزنامه ایران، حمیدرضا جلایی پور در باره تفاهم نامه معتقد است رهبری اجازه امضای آن را صادر کرده اند.
او به روزنامه ایران گفته است:
*در میان نخبگان و دستاندرکاران، دو دیدگاه در مواجهه با جنگی که به ایران از سوی آمریکا-اسرائیل تحمیل شده، وجود دارد. یک دیدگاه که در اکثریت است، دیدگاهی کارشناسی و مرتبط با واقعیت است. این دیدگاه خود را در تصمیم جمعی شورای عالی امنیت ملی (شعام) نشان میدهد. این دیدگاه به آمریکا اعتماد ندارد و همچنان بر آمادگی دفاعی در برابر دشمن تأکید دارد. این دیدگاه در عین حال برای مدیریت جنگ از «مذاکره با عزت» دفاع میکند و بر همین اساس برای رسیدن به توافق و توقف عزتمندانه جنگ به امضای یک «یادداشت تفاهم» رسیدهاند تا در 60 روز مذاکره تخصصی به یک توافق برسند.
*طرفداران این دیدگاه میدانند که نمیتوان به وعدههای آمریکا اعتماد کرد، چنانکه بعد از چند روز آمریکا نقض عهد کرد و ایران هم پاسخ داد. لذا معتقدند با آمریکا به صورت گام به گام و عمل در برابر عمل باید جلو رفت. به عنوان نمونه، در نحوه مدیریت ایران بر تنگه هرمز، آمریکا کارشکنی میکند. لذا همچنان که میبینید، ایران کوتاه نمیآید. به عبارت دیگر شعام با حفظ مصالح ایران در پی اجرای عزتمندانه یادداشت تفاهم است و هماکنون دارد این راه پرچالش را ادامه میدهد. به نظر من شایسته است در پیشبرد مدیریت عزتمندانه جنگ از آقایان پزشکیان و قالیباف تشکر کرد.
*در برابر دیدگاه فوق یک دیدگاه دیگر هم هست. این دیدگاه معتقد است ایران نباید آتشبس را قبول کند و نباید برای رفع محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، شعام تنگه هرمز را باز میکرد. به بیان دیگر این دیدگاه معتقد به مذاکره نیست و برای پایان جنگ هم راهحل نمیدهد و به مقتضیات حاکمیت که مسئول آب و نان 90 میلیون ایرانی است، تقریباً کاری ندارد. این دیدگاه بیشتر شعار میدهد. فکر میکنند بستن طولانیمدت تنگه هرمز بهترین کار است و کاری به تبعات محاصره دریایی دشمن ندارند. متوجه نیستند که تنگه هرمز به این خاطر اهمیت دارد که 20 درصد انرژی جهان از این تنگه میگذرد، اگر تنگه هرمز برای بلندمدت بسته شود، کشورهای همسایه دنبال راههای جایگزین خواهند رفت.جامعه سیاسی ایران در مدیریت جنگ تحت تأثیر چالش بین این دو دیدگاه است. البته من معتقدم در عمل دیدگاه شعام پیش خواهد رفت. در عین حال رسانههای طرفدار دیدگاه جنگ دائمی گاهی از تعرض کلامی به مقامات امنیتی و سیاسی فروگذار نمیکنند.
* دیدگاه اول یک دیدگاه «اجماعی» است و شعارزده نیست و با واقعیات کشور در حال جنگ منطبق است. به نظر من این یک دیدگاه مسئولانه است. ضمناً مواضع بخشی از طرفداران دیدگاه اقلیت، بر اساس منفعت هم هست. برخی از آنان علاقهای به ثبات و افتادن ایران بر مدار آبادانی ندارند. در شرایط ثبات، آرای نمایندگان آنها در شهر میلیونی تهران چهار درصد میشود.ببینید کسانی که در زمان احمدینژاد هولوکاست را نفی میکردند و دنبال محو اسرائیل از روی نقشه بودند و زمینهساز هفت قطعنامه در شورای امنیت علیه ایران بودند، در این یک سالی که دشمن مستقیم به ایران حمله کرده کجا هستند؟! آقای احمدینژاد به عنوان خواهنده محو اسرائیل، در این یک سال چندبار تجاوز اسرائیل به ایران را محکوم کرد؟!
*اقلیت سعی دارد شهامت تصمیمگیری و عمل را از مسئولان امنیتی و سیاسی کشور بگیرد. در ایران پس از جنگ 40روزه یک اتفاق مهم رخ داد و آن یک «حس عمومی پیروزی» در جامعه علیه دشمن است. بدین معنا که گفته میشود دو قدرت اتمی به ایران حمله کردند ولی به هیچ کدام از اهدافشان نرسیدند.به نظر من این «حس عمومی» یک سرمایه بزرگ اجتماعی برای دفاع از کشور و ساختن خرابیهای جنگ است.
*تندرویها باعث میشود در حکمرانی تشتت ایجاد و این سرمایه بزرگ اجتماعی مثل یخ کمکم آب شود.به نظر من راه مواجهه با این طیف دو کار است: یکی اینکه شایسته است نخبگان این جریان سیاسی بتوانند در رسانهها حرفشان را بزنند. جلوی نقد را نمیتوان و نباید گرفت. اما مشکل این است که صداوسیما به عنوان یک رسانه فراگیر عموما در اختیار همین دیدگاه است.دیدید که در صداوسیما سه کارشناس از یک دیدگاه را دعوت میکنند و هر شب از موضع قدرت چهارم جهان سخن میگویند. گویی مردم زیر فشار تورم چیزی نمیفهمند و گویی با شعار میتوان به جنگ روایتها رفت. لذا کار اول اینکه تدبیری شایسته برای رفع این تبعیض رسانهای انجام شود. عمل غیرحرفهای به ایران کمک نمیکند، بیشتر بازار رسانههای ماهوارهای را داغ میکند. دیگر اینکه، شایسته است شعام و مقامات مسئول در راه مدیریت عزتمندانه جنگ کار خود را محکم انجام دهند و کشور را از پیچ این جنگ عبور دهند و نیروهای جامعه مدنی هم مدافع تصمیمات عزتمندانه شعام باشند. نباید در راه مدیریت مدبرانه کشور در شرایط جنگی گرفتار حاشیهسازیها شد.
دیدگاهها