اروپا و ریسک جنگ احتمالی با روسیه | ناتو آماده حمله به زیرساخت‌های موشکی مسکو است؟ | اروپا هنوز تردید دارد
کد خبر : ۹۵۰۶۰۵
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۱۵
-
زمان : ۱۸:۰۰
|
دسته بندی: اسلایدر

اروپا و ریسک جنگ احتمالی با روسیه | ناتو آماده حمله به زیرساخت‌های موشکی مسکو است؟ | اروپا هنوز تردید دارد

پول و تجارت : بازدارندگی تنها با رهگیری موشک‌های ورودی شکل نمی‌گیرد. اگر ناتو بتواند به‌طور معتبر این پیام را منتقل کند که علاوه بر دفاع از آسمان خود، آماده هدف قرار دادن مراکز تولید، انبارها، سکوهای پرتاب و زیرساخت‌های موشکی دشمن نیز هست، احتمال آغاز جنگ کاهش خواهد یافت.

به گزارش پول و تجارت با ادامه حملات موشکی روسیه به اوکراین، ضعف ساختاری سامانه‌های دفاع هوایی غرب بیش از گذشته آشکار شده است. بحران کمبود موشک‌های رهگیر باعث شده تا بحث در ناتو از نحوه دفاع از شهرها فراتر برود. اکنون بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا زمان هدف قرار دادن زیرساخت‌های موشکی روسیه پیش از شلیک فرا نرسیده است.

بحرانی که با افزایش تولید حل نمی‌شود

فرانتس-اشتفان گدی در فارن‌پالیسی نوشت: دونالد ترامپ به‌تازگی از مواضع پیشین خود درباره صدور مجوز تولید موشک‌های رهگیر پاتریوت در اوکراین عقب‌نشینی کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که واشنگتن درخواست کی‌یف برای دریافت ۳۰۰ موشک رهگیر پاتریوت را نیز نپذیرفته است. با این حال، حتی در صورت پذیرفته شدن هر دو درخواست، مشکل اصلی اوکراین همچنان پابرجا بود؛ چرا که تعداد موشک‌های رهگیر موجود پاسخگوی حجم حملات بالستیک روسیه نیست.

از سوی دیگر، راه‌اندازی خطوط تولید جدید سال‌ها زمان می‌برد و دولت ترامپ نیز تمایلی به انتقال فناوری‌های حساس ساخت رهگیرهای پاتریوت، از جمله سامانه‌های هدایت، جستجوگرها و موتورهای سوخت جامد، به اوکراین نشان نمی‌دهد. حتی با تحقق برنامه آمریکا برای افزایش تولید، ظرفیت تولید نیز با سرعت مصرف این موشک‌ها همخوانی ندارد. آمریکا اکنون سالانه اندکی بیش از ۶۰۰ موشک PAC-3 تولید می‌کند و قصد دارد این رقم را در سال‌های آینده به حدود سه برابر برساند، اما اوکراین در دوره‌های اوج حملات روسیه می‌تواند تنها طی یک ماه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ رهگیر مصرف کند.

در نتیجه، دفاع ضدبالستیک اوکراین در آینده قابل پیش‌بینی همچنان وابسته به برداشت از ذخایر کشورهای متحد و استفاده از سامانه‌های موقت خواهد بود؛ در کنار آن، پروژه‌های مشترک اوکراین و اروپا نیز برای توسعه جایگزین‌هایی برای پاتریوت ادامه خواهد یافت.

زنگ خطر برای اروپا!

این وضعیت تنها یک مشکل برای اوکراینی‌ها نیست، بلکه زنگ خطری است برای آمریکا و متحدان اروپایی ناتو باشد.

پنج سال پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، غرب هنوز تولید انبوه رهگیرها را با سرعت متناسب با نیازهای جنگ افزایش نداده است. البته حتی اگر این روند تسریع شود، ظرفیت تولید در کوتاه‌مدت همچنان از توان موشکی روسیه و سایر رقبای بالقوه عقب خواهد ماند.

در چنین شرایطی، مسئله تنها افزایش تولید موشک‌های رهگیر نیست، بلکه باید درباره نوع دیگری از دفاع نیز تصمیم‌گیری شود؛ دفاعی که به جای رهگیری موشک پس از شلیک، توانایی دشمن برای شلیک را هم از بین ببرد.

اروپا روسیه آمریکا اوکراین

از رهگیری موشک تا هدف قرار دادن سکوهای پرتاب

در ادبیات نظامی این راهبرد را با عنوان «هدف قرار دادن تیرانداز (Shoot the Archer) » می‌شناسند. یعنی به جای تلاش برای انهدام موشک‌های شلیک‌شده، پرتابگرها، مراکز فرماندهی، خطوط تولید و زیرساخت‌های موشکی دشمن پیش از انجام حمله هدف قرار گیرند.

اجرای چنین راهبردی مستلزم استفاده از تسلیحات متفاوت و حملات عمیق به خاک دشمن است و طبیعتا نگرانی‌هایی را درباره تشدید تنش ایجاد می‌کند؛ موضوعی که به همین دلیل باید از هم‌اکنون در دستور کار برنامه‌ریزان نظامی و رهبران سیاسی قرار گیرد.

این مسئله برای اوکراین اهمیتی حیاتی دارد. حال پرسش اصلی این است که آیا آمریکا و کشورهای اروپایی حاضرند تا به‌صورت پنهانی از رویکردی فعال‌تر، مؤثرتر اما پرریسک‌تر برای دفاع از شهرهای اوکراین حمایت کنند یا خیر. اجرای چنین راهبردی به معنای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشکی در عمق خاک روسیه و مهم‌تر از آن، حمله به کارخانه‌ها و مراکز تولید موشک‌های بالستیک خواهد بود.

اوکراین تاکنون با اتکا به اطلاعات آمریکا و اروپا و استفاده از موشک‌ها و پهپادهای دوربرد خود، پالایشگاه‌ها، انبارهای سوخت، کشتی‌های پشتیبانی، بنادر، کارخانه‌های صنایع دفاعی و دیگر اهداف نظامی روسیه را هدف قرار داده است؛ حمله به کارخانه «تیتان-باریکادی» در ولگوگراد، در فاصله حدود ۴۰۰ کیلومتری مرز اوکراین و همچنین کارخانه ‌ای در شهر چبوکساری از نمونه‌های این عملیات‌ها هستند. این اهداف هردو مرکزی برای تولید قطعات مورد نیاز انواع موشک‌های روسیه بودند.

هدف از این عملیات، کاهش تدریجی توان روسیه برای ادامه جنگ و به‌ویژه کاهش تعداد موشک‌های شلیک‌شده به سمت شهرهای اوکراین بوده است.

نویسنده مدعی شد: نمونه دیگری از این راهبرد را می‌توان در عملیات اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشاهده کرد. حمله به پرتابگرها و مراکز فرماندهی ایران موجب شد توان تهران برای اجرای حملات بعدی تا حدی کاهش یابد، هرچند به‌طور کامل از بین نرفت.

این عملیات‌ها بیش از مصرف موشک‌های رهگیر، در تلاش برای کاهش فشار بر سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل بوند؛ چرا که گزارش‌های مختلفی از کاهش ذخایر رهگیرهای اسرائیل حکایت منتشر شد

همین کمبودها اکنون به یکی از محدودیت‌های اصلی آمریکا برای ادامه یک جنگ پرشدت با ایران تبدیل شده است.

اروپا هنوز تردید دارد

با وجود اینکه حمله به زیرساخت‌های موشکی دشمن از نظر نظامی می‌تواند مؤثرتر از اتکای صرف به سامانه‌های دفاع هوایی باشد، پرسش اصلی این است که آیا رهبران سیاسی آمریکا و اروپا حاضرند در صورت وقوع جنگ با یک قدرت هسته‌ای چنین تصمیمی را بگیرند یا خیر.

بر اساس گفت‌وگوهای انجام‌شده با شماری از سیاست‌گذاران آلمانی، حمله به اهدافی در عمق خاک روسیه همچنان اقدامی بسیار پرریسک و تشدیدکننده تنش تلقی می‌شود. این در حالی است که در دکترین جدید عملیات چنددامنه‌ای ناتو، حملات عمیق به سامانه‌های پدافندی، زیرساخت‌های حیاتی و مراکز صنعتی دشمن، بخشی از برنامه عملیاتی این ائتلاف در صورت وقوع جنگ متعارف با روسیه یا دیگر رقبا به شمار می‌رود.

آینده جنگ‌ها در اروپا

جنگ‌های آینده میان قدرت‌های بزرگ احتمالا بر پایه حملات دقیق به عمق خاک دشمن شکل خواهند گرفت. در مقابل روسیه نیز راهبرد مشابهی را دنبال می‌کند و تلاش دارد تا با حمله به زیرساخت‌های صنعتی، شبکه‌های لجستیکی و تأسیسات حیاتی ناتو، توان دفاعی این ائتلاف را تضعیف کند.

با این حال، هنوز مشخص نیست که رهبران سیاسی آمریکا و اروپا در عمل حاضر باشند تا حملات گسترده‌ای را به اهدافی در عمق خاک روسیه تأیید کنند. در صورت وقوع چنین جنگی، مسکو تقریبا به‌طور قطع از تهدید هسته‌ای به‌عنوان ابزار فشار استفاده خواهد کرد و ممکن است حملات عمیق را تهدیدی علیه سامانه هشدار زودهنگام، دفاع موشکی و حتی زرادخانه هسته‌ای خود تلقی کند.

اوکراین

شکاف میان برنامه‌ریزی نظامی و اراده سیاسی

این مسئله همزمان با تصمیم آلمان برای خرید موشک‌های کروز دوربرد تاماهاوک از آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این موشک‌ها زمانی بازدارندگی واقعی خواهند داشت که روسیه مطمئن باشد که برلین در صورت لزوم از آنها استفاده می‌کند؛ اما اگر مسکو به این نتیجه برسد که رهبران سیاسی آلمان به دلیل نگرانی از تشدید تنش هرگز مجوز چنین حملاتی را صادر نمی‌کنند، ارزش بازدارندگی این تسلیحات چندان بالا نست.

مسکو نقطه ضعف اروپا را فهمیده

روسیه احتمالا از همین نقطه‌ضعف استفاده خواهد کرد. همان‌گونه که چین قابلیت‌های متعارف و هسته‌ای خود را درهم آمیخته تا هر حمله‌ای با خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای همراه باشد، مسکو نیز می‌تواند با تلفیق زیرساخت‌های متعارف و راهبردی، هزینه تصمیم‌گیری غرب را افزایش دهد.

از سوی دیگر، تجربه جنگ اوکراین نشان داد که غرب بارها در ارزیابی خطر تشدید تنش بیش از اندازه محتاط بوده است. نگرانی از واکنش هسته‌ای روسیه موجب شد تا ارسال سامانه‌هایی مانند هایمرز و موشک‌های آتاکمس، و حتی صدور مجوز استفاده از آنها برای حمله به اهداف نظامی داخل روسیه ماه‌ها به تعویق بیفتد. اما در نهایت، بسیاری از خطوط قرمز اعلام‌شده از سوی کرملین انعطاف‌پذیرتر از آن چیزی بود که تصور می‌شد.

با وجود این تجربه، آلمان همچنان از تحویل موشک‌های کروز Taurus به اوکراین خودداری می‌کند. همچنین شرکت آمریکایی اسپیس‌ایکس نیز اجازه استفاده از شبکه استارلینک در آسمان روسیه را به اوکراین نداده است؛ موضوعی که ولودیمیر زلنسکی نیز از ترامپ خواسته تا در آن تجدیدنظر کند.

از سوی دیگر، بحث‌های طولانی و علنی در غرب درباره ارسال هر سامانه تسلیحاتی، بارها این فرصت را در اختیار روسیه قرار داده تا پیش از ورود این تجهیزات، خود را برای مقابله با آنها آماده کند و بخشی از تأثیر عملیاتی آنها را کاهش دهد.

شکاف جدی در ناتو

شواهد موجود نشان می‌دهد تصور اینکه این تردیدهای سیاسی در صورت وقوع جنگ مستقیم میان ناتو و روسیه ناگهان از بین خواهد رفت، خوش‌بینانه است. گفت‌وگو با فرماندهان نظامی و مقام‌های سیاسی کشورهای مختلف اروپایی نیز از وجود شکافی جدی میان برنامه‌های نظامی ناتو و آمادگی واقعی دولت‌ها برای اجرای آنها حکایت دارد.

به همین دلیل، اکنون زمان آن رسیده است که اروپا بحثی واقع‌بینانه درباره میزان آمادگی خود برای پذیرش ریسک در یک جنگ احتمالی با روسیه آغاز کند. بحران کنونی اوکراین می‌تواند فرصتی باشد تا رهبران ناتو موضع خود را درباره حملات عمیق به خاک روسیه و نحوه مدیریت خطر تشدید تنش هسته‌ای مشخص کنند.

احتمال تشدید جنگ کم می‌شود اگر...

بازدارندگی تنها با رهگیری موشک‌های ورودی شکل نمی‌گیرد. اگر ناتو بتواند به‌طور معتبر این پیام را منتقل کند که علاوه بر دفاع از آسمان خود، آماده هدف قرار دادن مراکز تولید، انبارها، سکوهای پرتاب و زیرساخت‌های موشکی دشمن نیز هست، احتمال آغاز جنگ کاهش خواهد یافت.

در مقابل، تردید آشکار رهبران سیاسی می‌تواند این تصور را در مسکو ایجاد کند که حملات انبوه موشکی علیه شهرهای اروپا، مشابه آنچه امروز هر شب علیه اوکراین انجام می‌شود، بدون پرداخت هزینه‌ای تعیین‌کننده قابل تداوم خواهد بود.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه