به گزارش باشگاه پول و تجارت، این رویکرد حجممحور، اگرچه در کوتاهمدت وسوسهانگیز است، اما میتواند پرتفوی شرکتهای بیمه را به سمت مسیرهای زیانده یا ریسکهای پنهان سوق دهد. پرسش اساسی این است: آیا حقبیمه دریافتی، معیار کافی برای سنجش «ارزش» و «اعتبار» یک مشتری بیمهای است؟
نویسنده: دکتر فریدون جیواد (مدیر مالی ، استاد و پژوهشگر صنعت بیمه)
فراتر از نگاه تکبعدی: چرا مدلهای بانکی کافی نیستند؟
بسیاری از سیستمهای امتیازدهی (Scoring) در صنعت بیمه، الگوبرداریشده از نظام بانکی هستند که تمرکز اصلی آنها بر توان بازپرداخت یا احتمال نکول است. اما مشتری بیمهای، ماهیتی متفاوت دارد. او همزمان میتواند منبع درآمد (حقبیمه) و منبع هزینه (خسارت) باشد؛ همچنین میتواند دارای ریسک تقلب، بدحسابی و یا ظرفیت وفاداری بلندمدت باشد.
پژوهشهای جدید نشان میدهد که برای ارزیابی دقیق، باید از مدلهای سنتی فاصله گرفت و به سمت چارچوبهای چندبعدی حرکت کرد. در همین راستا، یک چارچوب مفهومی 4 بعدی طراحی شده است که ارزیابی مشتری را به صورت متوازن در چهار لایه اصلی تعریف میکند:
چرا این مدل برای صنعت بیمه ایران حیاتی است؟
صنعت بیمه در ایران با چالشهای بزرگی نظیر تورم خسارتها، رقابت قیمتی شدید و ضرورت دیجیتالیشدن روبروست. در چنین فضایی، شرکتهایی که تنها به دنبال «افزایش حجم پرتفوی» هستند، به مرور زمان با انباشت ریسکهای نامرئی مواجه میشوند.
مدل پیشنهادی با تمرکز بر این 4 بعد، به مدیران بیمهای اجازه میدهد تا:
این چارچوب مفهومی، گامی برای عبور از نگاه سنتی به بیمهگری است. اگرچه این مدل در مرحله نظری ارائه شده و نیازمند آزمونهای تجربی با دادههای واقعی شرکتهای بیمه است، اما مسیری روشن را برای گذار از «بیمهگری مبتنی بر حدس و گمان» به «بیمهگری دادهمحور» ترسیم میکند.
برای شرکتهای بیمه که به دنبال بقا و پیشتازی در عصر اقتصاد دیجیتال هستند، سرمایهگذاری بر روی چنین مدلهای اعتبارسنجی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. در واقع، سودآوری آینده صنعت بیمه، نه در افزایش تعداد مشتریان، بلکه در «شناخت دقیقتر» آنها نهفته است.
دیدگاهها