به گزارش پول و تجارت حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری و صاحبنظر مسائل اجتماعی در بخشی از گفتوگوی خود با پول و تجارت ، در پاسخ به این پرسش «اگر تجربه روزمره شهروندان را از لحظه خروج از خانه تا رسیدن به مقصد کنار هم قرار دهیم، با زنجیرهای از مشکلات مواجه میشویم؛ پیادهروهایی که محل عبور نیستند، ایستگاهها و متروهای شلوغ، اتوبوسهای فرسوده، ترافیک سنگین و حتی در تاکسیهای اینترنتی، شرایطی که مسافر برای درخواست سادهای مانند روشن کردن کولر یا رعایت حداقل استانداردهای رفاهی، احساس معذب بودن میکند. این مجموعه مشکلات را باید صرفاً نارساییهای پراکنده دانست یا نشانهای از یک بحران عمیقتر در کیفیت خدمات شهری و احترام به حقوق شهروندان؟» گفت: بله، من معتقدم این یک مسئله ساختاری و تاریخی است. اساساً شهرداری در تعامل با مردم، بیشتر خود را «ارباب» آنها تعریف کرده است. به همین دلیل، نگاه مردم هم به شهرداری مثبت نیست؛ کسانی که با ادارات شهرداری سروکار داشتهاند، روایتهای مثبتی نقل نمیکنند و گزارشهای نظرسنجی و گرایشهای اجتماعی نیز نشاندهنده نارضایتی و عدم اعتماد مردم به عملکرد این سازمان است.
او افزود: این یک معضل تاریخی در مدیریت شهری است، اما راهکار دارد. اگر رفاه شهروندان اهمیت داشته باشد، باید مشکلات را با مشارکت خود آنها حل کرد. برای مثال، «حق پیادهروی» به عنوان یک زیرساخت اجتماعی در شهر ما نادیده گرفته شده است؛ پیادهروها اکنون به تسخیر موتورسواران درآمدهاند. حتی در مکانی مانند بلوار کشاورز که در تمام دنیا میتوانست یکی از زیباترین فضاهای پیادهروی باشد، میبینیم که بخشهای زیادی از آن به پارکینگ خودرو تبدیل شده است. شهرداری که اهمیت پیادهرو را درک نمیکند، چگونه میخواهد بقیه حقوق را برآورده کند؟
ایمانی جاجرمی ادامه داد: متأسفانه تفکر «خودرومحوری» همچنان در ذهن مدیران حاکم است، در حالی که در مناطق توسعهیافته، تمرکز بر تشویق پیادهروی و تقویت حملونقل عمومی است. سهم حملونقل عمومی در تهران در حال حاضر ناچیز و در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد است.
او در پاسخ به این پرسش «در سالهای اخیر تلاشهایی برای ترویج استفاده از دوچرخه و موتورهای برقی در سطح شهر صورت گرفت؛ این اقدامات را چگونه ارزیابی میکنید؟» نیز گفت: تأثیر این اقدامات بسیار کم بوده است؛ زیرا امنیت لازم وجود ندارد. وقتی خیابانهای شهر به شدت متراکم و در تسخیر خودروهایی است که رانندگی پرخطر دارند، سوار شدن بر دوچرخه به معنای بازی کردن با جان است. اینها باید جزو سیاستهای کلان شهری باشد، اما این امر زمانی ممکن میشود که تصمیمگیران شهر، خودشان این مسائل جزو مطالباتشان باشد؛ نه اینکه شهرداری را صرفاً پروژهای برای رسیدن به مناصب بالاتر مانند ریاستجمهوری و نمایندگی مجلس تعریف کنند.
او ادامه داد: تا زمانی که این نگاه سیاسی و ایدئولوژیک حاکم باشد، تغییر معناداری رخ نمیدهد، مگر در موارد استثنایی که مدیری فارغ از این مسائل به جنبههای انسانی شهر اهمیت بدهد.
دیدگاهها