۳ اهرم طلایی ایران برای مذاکره با آمریکا از دیدگاه ظریف/ فرصت ۶۰ روزه را از دست ندهید/ فروپاشی ایران، رؤیای مهار چین را برباد می‌دهد
کد خبر : ۹۵۲۴۸۴
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
-
زمان : ۰۷:۱۵
|
دسته بندی: اسلایدر

۳ اهرم طلایی ایران برای مذاکره با آمریکا از دیدگاه ظریف/ فرصت ۶۰ روزه را از دست ندهید/ فروپاشی ایران، رؤیای مهار چین را برباد می‌دهد

پول و تجارت : وزیر خارجه اسبق ایران با اشاره به بازه ۶۰ روزه پیش‌بینی‌شده پس از امضای یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، این دوره را بهترین زمان برای بهره‌برداری از توانمندی‌های ایران دانست.

 

به گزارش پول و تجارت به نقل از خبرآنلاین، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران و رئیس اندیشکده پایاب، در تازه‌ترین مقاله خود پس از بررسی چارچوب‌های پیشنهادی برای مذاکرات ایران و آمریکا، به فرصت‌هایی پرداخته که به اعتقاد او پس از امضای یادداشت تفاهم ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ از سوی رؤسای جمهور دو کشور در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

رئیس اندیشکده پایاب معتقد است در پی این توافق، سه دریچه مهم برای دیپلماسی کارآمد و راهگشا ایجاد شده که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، بیشترین بهره‌برداری از آنها صورت گیرد.

او تأکید کرده است: «بازه شصت روزه پیش‌بینی شده بهترین زمان برای بهره‌برداری از این توانمندی است» و مذاکره‌کنندگان ایرانی می‌توانند با مطرح کردن یک رهیافت چندوجهی که چارچوب کلی آن در این نوشتار تشریح شده، ابتکار عمل را در گفت‌وگوها به دست بگیرند.

کلیدی‌ترین فرصت؛ مردم

وزیر امور خارجه پیشین ایران، نخستین و مهم‌ترین فرصت ایران را حضور مردم و توان و اراده جمهوری اسلامی ایران برای ایستادگی می‌داند؛ از یک سو و توان کشور برای وارد آوردن خسارت جدی به آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای آنها از سوی دیگر.

به نوشته این دیپلمات ارشد، تمامی پیش‌بینی‌هایی که بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ درباره ایران مطرح کرده بودند، از ناتوانی در پاسخگویی نظامی گرفته تا شکل‌گیری شورش عمومی و حتی فروپاشی سرزمینی ایران، در فاصله‌ای کمتر از یک هفته فرو ریخت؛ آن هم در شرایطی که ایران با شهادت رهبر و فرماندهان ارشد نظامی خود مواجه شده بود.

ظریف بر همین اساس تأکید می‌کند که «از همان زمان بازه فرصت ایران برای بهره‌برداری از این اهرم آغاز شد.»

دومین فرصت؛ همسویی نه همسانی

رئیس اندیشکده پایاب دومین فرصت ایران را در تفاوت میان همسویی و همسانی اهداف کشورهای منطقه با آمریکا و اسرائیل می‌بیند.

او می‌نویسد: «روی آوردن نزدیک‌ترین هم‌پیمان اسرائیل در خلیج فارس به ایران نمایانگر کارآمدی این اهرم است که باید پیش از فرسوده شدن مورد بهره‌برداری قرار گیرد.»

به اعتقاد وزیر خارجه اسبق ایران، دو جنگ اخیر نشان دادند که با وجود برخی همسویی‌ها، اهداف کشورهای منطقه با آمریکا و اسرائیل یکسان نیست و حتی اهداف آمریکا نیز هنوز با اهداف رژیم صهیونیستی کاملاً همسان نشده است.

او تأکید می‌کند: «لازم به یادآوری است که همسویی با همسانی یکی نیست.»

این چهره سیاست خارجی که گاهی با معمار برجام از او یاد می‌شود در ادامه به فاصله زمانی میان جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان اشاره کرده و یادآور می‌شود که همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین خود هشدار داده بود، نتانیاهو در این بازه زمانی با دامن زدن و بهره‌برداری از فجایع دی‌ماه ۱۴۰۴، این تصور را در ذهن ترامپ و حتی برخی سران منطقه ایجاد کرد که مردم ایران با متجاوزان همراه خواهند شد.

به نوشته ظریف، نتانیاهو از این طریق ترامپ را وارد «گرداب نافرجام جنگ جنایتکارانه رمضان» کرد و برخی زمامداران منطقه را نیز با خود همراه ساخت.

با این حال، وزیر امور خارجه پیشین ایران تأکید می‌کند که نباید فراموش کرد رژیم صهیونیستی همواره خواهان فروپاشی ایران به عنوان یک هویت ملی و سرزمینی مزاحم بوده و خواهد بود.

از نگاه او، آمریکا امروز به این جمع‌بندی رسیده است که فروپاشی سامانه زمامداری ایران، اگر ناممکن نباشد، دست‌کم کار ساده‌ای نیست. حتی اگر واشنگتن در ابتدا بتواند به چنین هدفی دست پیدا کند، این موفقیت فرضی می‌تواند آمریکا را برای مدت طولانی درگیر ایران و غرب آسیا کند و مانع از پیگیری هدف راهبردی آن، یعنی مهار چین و جلوگیری از شکل‌گیری نظم جهانی جدید شود.

ظریف در ادامه به تحولات داخل آمریکا نیز پرداخته و می‌نویسد فضای داخلی این کشور به تدریج با سیاست «اول اسرائیل» آشنا شده است؛ سیاستی که به گفته او سال‌ها از سوی حامیان اسرائیل در شبکه‌های پیچیده اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای و هنری آمریکا به شکلی پنهان و مرموز دنبال می‌شده و کمتر کسی شهامت رویارویی با آن را داشته است.

رئیس اندیشکده پایاب معتقد است رسانه‌های جریان اصلی آمریکا نیز امروز از عبارتی استفاده می‌کنند که زمانی با برچسب «ضدیهودی» سرکوب می‌شد.

او همچنین معتقد است کشورهای منطقه دریافته‌اند که از دیدگاه اسرائیل و آمریکا، تنها جایگاه آنها این است که «سپر بلای رژیم» باشند.

به باور این دیپلمات ارشد، کشورهای منطقه باید با درس گرفتن از گذشته نزدیک، پیش از آنکه اسرائیل و حامیان پرنفوذش تلاش کنند شکاف میان همسویی و همسانی را پر کنند، از این فرصت به بهترین شکل استفاده کنند.

سومین ستون فرصت؛ تنگه هرمز

ظریف سومین ستون توانمندی ایران را روشن شدن اهمیت جهانی تنگه هرمز و توان و اراده ایران برای وارد آوردن آسیب متقابل به اقتصاد جهانی از این مسیر می‌داند.

او معتقد است زمانی که متجاوزان از آستانه جنگ عبور کردند، ایران نشان داد که توان و اراده عملی کردن تهدید چند دهه‌ای خود را دارد.

به نوشته وزیر خارجه اسبق ایران، اکنون روشن شده است که اگر دیگران از طریق جنگ یا حتی تحریم، ایران را از بهره‌برداری از تنگه هرمز محروم کنند، ایران نیز می‌تواند این تنگه را برای جهان ناامن کند.

او این وضعیت را چنین خلاصه می‌کند: «تنگه هرمز یا برای ایران هم هست یا برای هیچ‌کس نیست.»

با این حال، رئیس اندیشکده پایاب تأکید می‌کند که هیچ‌یک از این سه توان و فرصت ایران دائمی نیستند.

او می‌نویسد: «تنگه هرمز بهترین ضمانت برای هر توافقی در آینده است»، اما بسته ماندن طولانی‌مدت تنگه یا بهره‌برداری‌های کوتاه‌مدت و سودجویانه از آن، نه‌تنها می‌تواند به شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران با همراهی چین منجر شود، بلکه ممکن است دیگر بازیگران را به سمت یافتن مسیرهای جایگزین سوق دهد و در نتیجه، از جایگاه راهبردی تنگه هرمز بکاهد.

ظریف همچنین هشدار می‌دهد که ادامه درگیری یا تعلیق و فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی ناشی از هر یک از این دو وضعیت می‌تواند توان مردمی و نظامی ایران را کاهش دهد.

این دیپلمات ارشد در ادامه بار دیگر به عملکرد نتانیاهو در فاصله ۹ ماهه میان دو جنگ اشاره می‌کند و می‌نویسد همان‌گونه که نخست‌وزیر اسرائیل در این دوره نشان داد، تداوم تنش‌های مدیریت‌نشده میان ایران و آمریکا می‌تواند به رژیم صهیونیستی اجازه دهد با کمک لابی قدرتمند خود یا با قرار دادن آمریکا در برابر عمل انجام‌شده، ناهمسانی بنیادین اهداف خود با آمریکا را از میان برده یا بی‌اهمیت کند.

از نگاه ظریف، انتخاب عقلانی جمهوری اسلامی ایران، بهره‌برداری سریع و خودباورانه از این فرصت برای ایجاد یک جهش تاریخی به سوی آینده‌ای روشن و الهام‌بخش برای نسل‌های آینده ایران و منطقه پیرامونی است.

او در پایان یادداشت خود تصویری از ایران آینده ارائه می‌کند؛ ایرانی که می‌تواند با تکیه بر توانمندی‌های طبیعی و انسانی خود، از جمله مردم دلاور، تمدن دیرینه، فرهنگ اصیل، تاریخ پرافتخار و جغرافیای بی‌مانند، نقش تاریخی خود را به عنوان پیوندگاه جهانی دوباره به دست آورد.

 

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه