نوازش‌کردن گربه‌ها وقتی استرس دارید، شاید راه‌حل خوبی نباشد
کد خبر : ۹۵۳۸۴۵
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۲۵
-
زمان : ۱۰:۴۰
|
دسته بندی: اخبار فناوری

نوازش‌کردن گربه‌ها وقتی استرس دارید، شاید راه‌حل خوبی نباشد

نوازش حیوانات خانگی بسیار لذت‌بخش است و حتی می‌تواند حال شما را برای مدتی بهتر کند، اما برای کاهش استرس، گربه‌ها شاید انتخاب خیلی خوبی نباشند.

نوازش حیوانات خانگی بسیار لذت‌بخش است و حتی می‌تواند حال شما را برای مدتی بهتر کند، اما برای کاهش استرس، گربه‌ها شاید انتخاب خیلی خوبی نباشند.

فرض کنید پس از یک روز پراسترس به خانه می‌رسید و برای کمی آرامش دستتان را به‌سوی گربه دراز می‌کنید؛ اما او به‌جای پاسخ محبت‌آمیز، فیس می‌کشد، شاید چنگی هم بزند یا فقط دمش را تکان بدهد و بی‌اعتنا دور شود. در مقابل، سگ ظاهراً طوری از شما استقبال می‌کند که انگار همین حالا جایزه‌ی بزرگی برده است. همین تفاوت آشنا، نقطه‌ی آغاز پژوهشی تازه درباره‌ی این پرسش بود که کدام حیوان خانگی واقعاً برای حال‌وهوای ما بهتر است.

به‌گزارش رفراکتور، پژوهشگران هلندی با دنبال‌کردن صاحبان حیوانات خانگی تلاش کردند تا دریابند که تعامل با سگ یا گربه در زمانی خاص واقعاً چه اثری بر خلق‌وخو دارد. مطالعه با استفاده از یک اپلیکیشن انجام شد و حدود ده اعلان در روز، آن هم برای پنج روز و شامل روزهای غیرکاری، برای شرکت‌کنندگان ارسال می‌کرد تا آن‌ها را درست در لحظه تعامل با حیوانشان ثبت کند.

هر بار که اعلان برای شرکت‌کنندگان می‌آمد، باید به چند پرسش کوتاه پاسخ می‌دادند: آیا با حیوان خانگی خود در حال تعامل هستند یا نه، در آن لحظه چه احساسی دارند و میزان استرسشان چقدر است؛ البته تنها استرس صاحب حیوان سنجیده می‌شد، نه استرس خود حیوان.

نتیجه‌ی کلی نشان داد تعامل با حیوان خانگی با بهبود کوتاه‌مدت حال‌و‌هوا همراه است و در این میان، گونه‌ی حیوان خانگی اهمیتی ندارد. هم سگ‌ها و هم گربه‌ها برای مدت کوتاهی باعث می‌شوند که صاحبانشان احساس بهتری داشته باشند.

هم سگ‌ها و هم گربه‌ها برای مدت کوتاهی باعث می‌شوند که صاحبانشان احساس بهتری داشته باشند

با‌این‌حال، همین مطالعه نشان می‌دهد که اثر مثبت کوتاه‌مدت لزوماً به کاهش استرس منجر نمی‌شود. پژوهشگران دریافتند سگ‌ها و گربه‌ها نمی‌توانند میزان استرس صاحبانشان را کم کنند و در حالی که به نظر می‌رسید سگ‌ها اساساً کمکی در این زمینه نمی‌کنند، گربه‌ها ظاهراً اوضاع را بدتر هم می‌کنند. با وجود جذابیت نتایج، پژوهشگران تأکید کرده‌اند که برای رسیدن به نتیجه‌گیری قطعی هنوز زود است.

یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های پژوهش این است که تعداد صاحبان گربه بسیار کمتر از صاحبان سگ بود؛ ۳۶ نفر در برابر ۷۵ نفر. همین نابرابری باعث می‌شود مقایسه چندان منصفانه نباشد. افزون بر این، پژوهش از نظر «توان آماری» هم به اندازه‌ی کافی قوی نیست تا بتوان از آن نتیجه‌ای محکم و نهایی گرفت؛ نکته‌ای که خود محققان نیز به آن اذعان کرده‌اند.

مسئله‌ی دیگر، این است که داده‌های دنیای واقعی معمولاً شلوغ‌تر و به‌هم‌ریخته‌تر از شرایط آزمایشگاهی هستند. پژوهشگران برای دستیابی به آمار حقیقی، ناچار شدند مواردی را حذف کنند که در آن‌ها سگ و گربه هم‌زمان حضور داشتند. بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی، یا هر کسی که حتی یک قسمت از تام و جری را دیده باشد، می‌داند که خانه‌های چندحیوانی همیشه آن‌قدر مرتب و قابل‌تفکیک نیستند. بنابراین شاید اثر مثبت نه از یک حیوان خاص، بلکه از ترکیب چند حیوان ناشی شود؛ هرچند برای بررسی این فرضیه هم پژوهش‌های بیشتری لازم است.

در‌عین‌حال، باید پذیرفت که حیوانات خانگی نیز هرکدام شخصیت خاص خود را دارند. همان‌طور که در میان انسان‌ها بعضی‌ها گوشه‌گیر و بعضی‌ها مهربان‌اند، بعضی‌ها تنبل و بعضی‌ها پرتحرک، یا حتی بامزه و بازیگوش و در سوی دیگر جدی و عبوس، سگ و گربه هم می‌توانند ویژگی‌های خلقی متفاوتی داشته باشند.

تعامل میان ویژگی‌های شخصیتی صاحب حیوان و خود حیوان می‌تواند شکل دلبستگی را تغییر دهد؛ مفهومی که در روان‌شناسی با «نظریه دلبستگی» توضیح داده می‌شود. این نظریه می‌گوید روابط اولیه زندگی می‌توانند بر شیوه‌ی شکل‌گیری پیوندهای ما در بزرگسالی اثر بگذارند.

حیوانات خانگی نیز هرکدام شخصیت خاص خود را دارند

نکته‌ی دیگر، این است که پژوهشگران برای سنجش مواردی مانند تعامل با حیوان از پرسش‌های تک‌گزینه‌ای استفاده کردند. این روش یک مزیت دارد: پرسش‌نامه را کوتاه و پاسخ‌دادن را آسان می‌کند. اما در عوض، دقیقاً نمی‌دانیم نوع تعامل چه بوده است؛ آیا صاحب حیوان در حال بغل‌کردن او بوده، یا فقط یک نوازش سریع انجام داده است؟ بدون جزئیات، نمی‌توان فهمید که کیفیت تعامل چگونه بر یافته‌ها اثر گذاشته است.

کیفیت تعامل اهمیت زیادی دارد، چون سگ‌ها و گربه‌ها از تعامل با ما چیزهای متفاوتی می‌خواهند. سگ‌ها اساساً برای همکاری با انسان‌ها و گربه‌ها برای کنترل آفت‌هایی مثل جوندگان اهلی شده‌اند. از سوی دیگر، گربه‌ها نسبت به سگ‌ها بسیار کمتر در معرض پرورش انتخابی شدید قرار گرفته‌اند و هنوز ویژگی‌هایی را با گربه وحشی منزوی و قلمروطلب شریک‌اند؛ واقعیتی که بسیاری از صاحبان گربه احتمالاً با آن موافق‌اند.

در نهایت، به‌نظر می‌رسد که همچنان در تشخیص اینکه گربه‌ها چه زمانی ناراضی‌اند و چه زمانی راضی، چندان هم خوب نیستیم. جالب آنکه همین مشکل ارتباطی درباره سگ‌ها هم وجود دارد، چون صاحبان سگ‌ها هم همیشه متوجه اضطراب یا ناراحتی آن‌ها نمی‌شوند.

با وجود همه‌ی ملاحظات، حیوانات از قرن هجدهم میلادی برای کمک به بهبود سلامت و رفاه انسان به کار گرفته شده‌اند و دهه‌ها شواهد تکرارشده نشان می‌دهد این ایده بی‌پایه نیست. اما ظاهراً کیفیت و نوع تعامل میان حیوان و انسان اهمیت زیادی دارد.

اگر گربه‌تان روی پاهایتان جمع شود و همان‌جا چرت بزند، شاید استرس شما واقعاً آرام شود. اما اگر حوصله نداشته باشد، با میوهای اعتراضی واکنش نشان دهد و از شما فاصله بگیرد، بغل‌کردن اجباری او ممکن است بیش از آنکه آرامتان کند، آزارتان بدهد.

مطالعه در مجله‌یFrontiers in Psychologyمنتشر شده است.

خانواده ما

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه