دو مسیر مکمل برای تأمین مالی اقتصاد
کد خبر : ۹۵۳۸۷۴
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۲۵
-
زمان : ۱۱:۴۰
|
دسته بندی: نوار خبر

دو مسیر مکمل برای تأمین مالی اقتصاد


از شبکه بانکی تا بازار سرمایه؛ نقشه راه تأمین مالی تولید

ملیکا برقی‌زاده؛ کارشناس بازار سرمایه

در مسیر توسعه اقتصادی، همواره این پرسش مطرح است که پول چگونه باید به بخش تولید برسد؟ در اقتصاد‌های پیشرفته، نبض تولید با تپش هم‌زمان «نظام بانکی» و «بازار سرمایه» تنظیم می‌شود؛ اما در اقتصاد‌های در حال توسعه، ما اغلب شاهد غلبه بیش از حد نظام بانکی بر ساختار مالی هستیم؛ پدیده‌ای که می‌تواند هم فرصت و هم یک تله بزرگ باشد.

تفاوت این دو کانال، تنها در نوع ابزار نیست، بلکه در «منطق عملکردی» آنهاست. نظام بانکی، با ماهیت واسطه‌گری، منابع را از طریق وام‌های کوتاه‌مدت و مبتنی بر وثیقه به جریان می‌اندازد. این روش برای تأمین نقدینگی روزمره و چرخش سرمایه در واحد‌های تولیدی بسیار کارآمد است؛ اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که بنگاه‌ها برای پروژه‌های بزرگ زیرساختی و بلندمدت خود، تنها به بانک‌ها تکیه کنند. بانک‌ها به‌دلیل ماهیت نقدینگی‌محور خود، معمولاً از ورود به ریسک‌های طولانی‌مدت پرهیز می‌کنند و این موضوع، گلوگاه بزرگی در مسیر توسعه ایجاد می‌کند.

در مقابل، بازار سرمایه با سازکاری متفاوت، تأمین مالی مستقیم را پیشنهاد می‌دهد. در اینجا، سرمایه‌گذاران با خرید سهام یا اوراق بدهی (مانند صکوک)، مستقیماً در مسیر رشد بنگاه قرار می‌گیرند. مزیت بزرگ بازار سرمایه، توزیع ریسک و افق زمانی بلندمدت است. برخلاف بانک که بر وجود وثیقه ملموس تأکید دارد، بازار سرمایه بر شفافیت و گزارشگری مالی شرط می‌گذارد. این یعنی بنگاه برای دریافت پول، مجبور است به قانونِ شفافیت تن بدهد؛ و این خود، بزرگترین خدمت به اقتصاد است.

شفافیت، زیربنای حاکمیت شرکتی و افزایش اعتماد عمومی است. وقتی بازار سرمایه رشد کند، نه‌تنها پروژه‌های سنگین، تأمین مالی می‌شوند، بلکه فرهنگ پاسخگویی در بنگاه‌ها نیز تقویت می‌شود؛ بنابراین، راهکار نهایی، جایگزینی بانک با بازار سرمایه نیست، بلکه رسیدن به تعادل استراتژیک است: استفاده از بانک برای نبض تولید و استفاده از بازار سرمایه برای ستون‌های توسعه.

اما در کنار نقش مهم نظام بانکی در تأمین مالی، توسعه بازار سرمایه می‌تواند به بهبود نحوه تخصیص منابع و هدایت سرمایه‌ها به سمت بخش‌های مولد کمک کند. در نظام بانکی، نرخ بهره معمولاً تحت تأثیر سیاست‌های پولی بانک مرکزی و میزان نقدینگی موجود در سیستم قرار دارد. در این مدل، نرخ بهره سیاست‌محور است و دولت یا بانک مرکزی با تغییر نرخ‌ها تلاش می‌کنند شدت تزریق پول به اقتصاد را کنترل کنند. این ابزار برای مدیریت سریع تورم و تنظیم جریان نقدینگی اهمیت دارد، اما در کنار آن باید توجه داشت که منابع بانکی به سمت فعالیت‌های مولد و دارای بازده مناسب هدایت شوند.

بازار سرمایه نیز می‌تواند در کنار شبکه بانکی، نقش مهمی در قیمت‌گذاری منابع و هدایت سرمایه داشته باشد. در این بازار، قیمت‌گذاری بر مبنای «ریسک و بازده» انجام می‌شود و میزان بازده مورد انتظار متناسب با ریسک پروژه‌ها شکل می‌گیرد. به این ترتیب، پروژه‌هایی که از سودآوری و چشم‌انداز مناسب‌تری برخوردارند، می‌توانند سرمایه بیشتری جذب کنند. توسعه این سازوکار می‌تواند به هدایت بخشی از منابع مالی به سمت فعالیت‌های مولد و نوآور کمک کند.

یکی از مباحث مهم در تأمین مالی، تأثیر نحوه تخصیص اعتبارات بر تورم است. نظام بانکی به دلیل نقش خود در خلق پول، باید در اعطای اعتبار با توجه به ظرفیت تولید اقتصاد عمل کند. اگر گسترش اعتبارات بانکی بدون افزایش هم‌زمان ظرفیت تولید کشور انجام شود، می‌تواند به افزایش نقدینگی و در نهایت فشار بر نرخ تورم منجر شود. بنابراین، مهم است که منابع بانکی با دقت بیشتری به سمت بخش‌های تولیدی و فعالیت‌هایی هدایت شوند که ظرفیت ایجاد ارزش افزوده و افزایش تولید را دارند.

در کنار این موضوع، بازار سرمایه نیز می‌تواند با جذب پس‌انداز‌های موجود مردم و نهاد‌های مالی، منابع بیشتری را وارد چرخه تولید کند. این فرآیند به معنای جابه‌جایی منابع موجود از بخش‌های کم‌تحرک به سمت فعالیت‌های اقتصادی و تولیدی است و می‌تواند فشار کمتری بر پایه پولی ایجاد کند. از این منظر، توسعه بازار سرمایه می‌تواند مکمل تأمین مالی بانکی باشد و بخشی از نیاز‌های مالی پروژه‌ها و بنگاه‌ها را از مسیر دیگری تأمین کند.

راهکار مناسب در حوزه تأمین مالی، ایجاد یک اکوسیستم مالی مکمل است؛ به‌گونه‌ای که بانک‌ها همچنان نقش اصلی خود را در تأمین نیاز‌های عملیاتی، سرمایه در گردش و تأمین مالی بنگاه‌ها ایفا کنند و بازار سرمایه نیز در کنار آنها، امکان هدایت سرمایه‌های بزرگ‌تر به سمت پروژه‌های توسعه‌ای، زیرساختی و مولد را فراهم کند. تقویت این همکاری و ایجاد تعادل میان دو بازار می‌تواند به تخصیص بهتر منابع، کاهش فشار‌های تورمی و فراهم شدن زمینه رشد پایدار اقتصادی کمک کند.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه