خالقی: «نفتی فکر کردن» هیچ نسبی با پیشرفت واقعی و آبادانی پایدار ندارد | صندوق‌های ثروت ملی اعراب، یک اسلحه ژئوپلیتیک جدی در سیاست جهانی هستند
کد خبر : ۹۵۵۲۵۰
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
-
زمان : ۰۶:۴۶
|
دسته بندی: اسلایدر

خالقی: «نفتی فکر کردن» هیچ نسبی با پیشرفت واقعی و آبادانی پایدار ندارد | صندوق‌های ثروت ملی اعراب، یک اسلحه ژئوپلیتیک جدی در سیاست جهانی هستند

پول و تجارت : یک اقتصاددان می‌گوید: وقتی حرف از نفت می‌شود، یاد گفته الفونسو، وزیر اسبق نفت ونزوئلا و پدر اوپک، می‌افتم که در اظهارنظری مشهور گفت: «نفت نجاست شیطان است و ما در این نجاست غرق خواهیم شد!» شاید نفت ضد آزادی نباشد، ولی باید خیلی مراقب بود، زیرا اسلحه‌ای بی‌نظیر برای تمامیت‌خواهی و عوام‌فریبی است.

به گزارش پول و تجارت امیرحسین خالقی، اقتصاددان در بخشی از گفت‌وگوی خود با پول و تجارت در پاسخ به این پرسش که « آیا نفت و به صورت کلی منابع زیرزمینی همیشه به ظهور نهادهای ضد آزادی اقتصادی کمک می‌کنند؟ می‌دانیم که مثال‌های نقضی مثل نروژ وجود دارند، اما آیا قاعده چیز دیگری‌ست؟» می‌گوید: جواب روی کاغذش شاید این باشد که خیر، لزوماً ضد آزادی نیست، ولی نظر شخصی‌ام کمی متفاوت و محتاطانه است؛ وقتی حرف از نفت می‌شود، یاد گفته الفونسو، وزیر اسبق نفت ونزوئلا و پدر اوپک، می‌افتم که در اظهارنظری مشهور گفت: «نفت نجاست شیطان است و ما در این نجاست غرق خواهیم شد!» شاید نفت ضد آزادی نباشد، ولی باید خیلی مراقب بود، زیرا اسلحه‌ای بی‌نظیر برای تمامیت‌خواهی و عوام‌فریبی است.

او ادامه داد: با نفت و عایدات سرشار آن، سیاسیون می‌توانند بدون محدودیت‌های معمول پروژه‌های خود را پیش ببرند و بند ناف آن‌ها از مالیات و در کل جامعه بیشتر و بیشتر بریده می‌شود. دو نظریه‌ای که زیاد از آن‌ها در توصیف این رفتارها شنیده‌ایم، نظریه نفرین منابع و همچنین دولت رانتیر است که در واقع تمرکز اصلی آن روی همین خودسری حکومت‌های نفتی و به‌اصطلاح پترو-استیت‌هاست. بزنگاهی که حکمرانی نفتی مصائب خود را نشان می‌دهد، شوک‌های انرژی است؛ چه در دهه ۱۹۷۰ و چه دهه اول قرن ۲۱ دیدیم که ثروت سرشار نفتی می‌تواند به چه مصیبتی بدل شود؛ یک ماه عسل اولیه و بعد سیل مصائب ناشی از بیماری هلندی و ولخرجی‌های سیاسی.

خالقی افزود: متأسفانه نفت فقط یک عامل در اقتصاد یا حتی سیاست نیست، نفتی فکر کردن به یک نوع ذهنیت بدل می‌شود که با پیشرفت واقعی و آبادانی پایدار کشورها نسبتی ندارد. اما نروژ تا اندازه زیادی نوعی استثناست؛ جمعیت و وسعت کم و جغرافیای مطلوب و از همه مهم‌تر قوت نهادی آن به این کشور بسیار کمک کرده است؛ حتی پیش از عایدات نفتی، این کشور از نظر نهادهای دموکراتیک و حاکمیت قانون و سنت پاسخگویی سیاسی وضعیت خوبی داشت و نفت در این ساختار توانست به واقع یک ثروت عمومی شود و نه آن نجاست شیطانی که بلای جان بسیاری از کشورهای خاورمیانه‌ای شد.

این اقتصاددان اظهار کرد: اما واقعاً نباید تفاوت‌ها در میان حتی این کشورهای خاورمیانه‌ای را ندیده گرفت؛ با تمام نقدهای جدی، باید میان جاهایی مثل ایران و لیبی از یک طرف، و امثال عربستان و قطر از طرف دیگر، فاصله گذاشت؛ صندوق‌های ثروت ملی اعراب با حدود ۴ تریلیون دلار ثروت، یک اسلحه ژئوپلیتیک جدی در سیاست جهانی هستند و طبیعی است که باید آن‌ها را با لنزی متفاوت بررسی کرد.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه