به گزارش پول و تجارت جنگ چندماهه میان آمریکا، اسرائیل و ایران، خاورمیانه را وارد مرحله جدیدی کرده است؛ مرحلهای که در آن نه اتکا به آمریکا مانند گذشته مطمئن است، نه کشورهای منطقه میتوانند بهسادگی روی چین و روسیه حساب کنند و نه افزایش هزینههای دفاعی بهتنهایی میتواند امنیت آنها را تضمین کند.
درگیری اکنون نهتنها طولانی شده، بلکه دامنه آن نیز گسترش یافته است. حوثیهای یمن و گروههای مسلح عراقی نیز به نوعی وارد جنگ شدهاند و حتی یک بندر در مصر هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. در این میان، ادامه جنگ میتواند شکافهای سیاسی و اقتصادی موجود در خاورمیانه را عمیقتر کرده و حتی ثبات سنتی کشورهای ثروتمند خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد.
شکاف هر روز عمیقتر میشود
فارز افرز در گزارشی نوشت: کشورهای خاورمیانه پیش از این نیز درباره موضوعاتی مانند اسرائیل، اسلام سیاسی و سیاست نفتی اختلاف داشتند. برای مثال، عربستان سعودی و امارات درباره آینده منطقه و پروندههایی مانند لیبی، سودان و یمن دیدگاههای متفاوتی دارند.
اما جنگ ایران این اختلافات را تشدید کرده است. امارات از واکنش نسبتا محتاطانه عمان، قطر و عربستان به حملات ایران علیه زیرساختهای خود ناراضی است. اختلاف بر سر نحوه برخورد با جنگ و همچنین سیاستهای غیرقابل پیشبینی دولت ترامپ نیز بر این شکافها افزوده است.
در همین حال، اعتماد کشورهای عربی به آمریکا نیز آسیب دیده است. بسیاری از دولتهای خلیج فارس در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تصور میکردند که رابطهشان با واشنگتن بهتر خواهد شد. آنها برای جلب نظر ترامپ قراردادهای عظیم اقتصادی پیشنهاد کردند، در آمریکا سرمایهگذاری کردند و حتی قطر یک هواپیمای خصوصی به رئیسجمهور آمریکا هدیه داد.
اما ترامپ در نهایت دو جنگ علیه ایران به راه انداخت و خواسته اسرائیل برای تضعیف ایران را بر نیاز کشورهای عربی به ثبات منطقهای ترجیح داد. نتیجه این بود که بسیاری از کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدند که نمیتوانند امنیت خود را تنها به آمریکا گره بزنند.
چرخش تدریجی از واشنگتن؛ تلاش برای تفاهم مستقیم با ایران؟
کشورهای خلیج فارس از سالها قبل تلاش کردهاند تا روابط خود را با قدرتهای دیگر نیز گسترش دهند، اما این تلاشها بیشتر با هدف تحت فشار قرار دادن واشنگتن انجام میشد. اکنون شرایط متفاوت است.
عربستان اخیرا یک پیمان دفاعی متقابل با پاکستان و ترکیه منعقد کرده و کشورهای منطقه خرید تسلیحات از اروپا، کره جنوبی، ترکیه و حتی اوکراین را افزایش دادهاند. همزمان، روابط اقتصادی و سیاسی با چین و روسیه نیز در حال گسترش است. چین اکنون مهمترین مقصد نفت خام منطقه محسوب میشود.
با این حال، هیچ جایگزین کاملی برای آمریکا وجود ندارد. چین تمایل ندارد قدرت اقتصادی خود را به تعهد نظامی در خاورمیانه تبدیل کند؛ روسیه گرفتار جنگ خود در اوکراین است و اروپا نیز هنوز توانایی هماهنگی لازم برای ایفای نقش یک ضامن امنیتی مستقل را ندارد.
بنابراین کشورهای منطقه احتمالا بهطور کامل از آمریکا فاصله نخواهند گرفت؛ اما رابطه آنها با واشنگتن میتواند تغییر کند؛ به این معنا که به جای اتکا به آمریکا برای همه مسائل امنیتی، تلاش خواهند کرد تا بخشی از نیازهای خود را مستقلتر تأمین کنند.
حتی احتمال دارد برخی کشورهای عربی به سمت گفتوگوی بیشتر با تهران بروند. اگر آمریکا نتواند امنیت آنها را تضمین کند و حتی اقدامات نظامی واشنگتن را عاملی برای افزایش ناامنی خود بدانند، ممکن است به این نتیجه برسند که باید حتی مستقیما با ایران به تفاهم برسند.
دفاع بیشتر، امنیت کمتر؟
کشورهای منطقه برای مقابله با تهدیدهای جدید ناچارند تا سامانههای پدافند هوایی، ضدپهپاد و موشکی خود را تقویت کنند. صنایع دفاعی داخلی نیز در حال رشدند، اما در کوتاهمدت همچنان وابستگی شدیدی به شرکتهای خارجی وجود خواهد داشت.
مشکل اینجاست که افزایش تسلیحات میتواند خود به عامل اختلاف تبدیل شود. ایجاد یک شبکه مشترک پدافندی نیازمند بهاشتراکگذاری اطلاعات حساس است؛ امری که میان کشورهایی با اختلافات سیاسی عمیق چندان ساده نیست.
از سوی دیگر، هیچ سامانه دفاعی نمیتواند تمام موشکها و پهپادهای ایران را رهگیری کند. منطقهای به وسعت خاورمیانه باید از میلیونها کیلومتر مربع زیرساخت محافظت کند و ایران نیز دائماً تواناییهای موشکی و پهپادی خود را توسعه میدهد.
این مسئله به طور مستقیم به اقتصاد منطقه مربوط میشود. بخش بزرگی از کشورهای خاورمیانه همچنان به صادرات نفت و گاز وابستهاند و ایران نشان داده است که میتواند با تهدید تنگه هرمز، تجارت انرژی را مختل کند.
حتی مسیرهای جایگزین مانند دریای سرخ نیز کاملاً امن نیستند، زیرا حوثیها همچنان توانایی تهدید کشتیرانی در این منطقه را دارند. عمان و امارات نیز اگرچه دسترسی مستقیمتری به اقیانوس دارند، اما همچنان در برابر حملات احتمالی ایران به بنادر خود آسیبپذیرند.
قراردادهای اجتماعی دولت ها زیر فشار اقتصادی
اگر صادرات نفت و گاز برای مدت طولانی مختل شود، پیامد آن فقط اقتصادی نخواهد بود. در کشورهایی مانند عراق، کاهش درآمدهای نفتی میتواند دولت را در پرداخت حقوق گسترده بخش عمومی با مشکل مواجه کند. بحرین نیز به دلیل بدهی بالای خود آسیبپذیر است.
حتی کشورهای ثروتمند خلیج فارس نیز از این مشکلات مصون نیستند. این دولتها طی دهههای گذشته با درآمد نفت و گاز صندوقهای ثروت ملی عظیمی ایجاد کردهاند و از طریق آنها خدمات عمومی، اشتغال دولتی و رفاه شهروندان را تأمین میکنند.
اگر اختلال در صادرات انرژی به یک وضعیت دائمی تبدیل شود، این قرارداد اجتماعی نیز ممکن است تحت فشار قرار گیرد؛ یعنی دولتها دیگر نتوانند در برابر وفاداری سیاسی شهروندان، همان سطح رفاه اقتصادی را ارائه دهند.
برای کاهش این خطر، برخی کشورها به دنبال ساخت خطوط لولهای هستند که تنگههای حساس را دور بزنند. اما این مسیر نیز مشکلات سیاسی و امنیتی خاص خود را دارد و خطوط لوله میتوانند هدف حمله یا خرابکاری قرار گیرند.
نفت در جای دیگری ذخیره می شود؟
راهحل دیگری که در حال بررسی است، ذخیرهسازی نفت در خارج از منطقه است. کشورها میتوانند در زمان باز بودن هرمز، نفت خود را در مخازن خارجی ذخیره کنند و هنگام بسته شدن مسیر، از این ذخایر استفاده کنند. کویت در حال بررسی افزایش ظرفیت ذخیرهسازی در کره جنوبی و ژاپن است و امارات نیز گزینه ذخیرهسازی نفت در هند را بررسی میکند.
اما این راهحل نیز محدودیت هایی را دارد. ظرفیت مخازن نامحدود نیست و افزایش تولید برای پر کردن آنها میتواند اختلافات قدیمی بر سر سهمیههای اوپکپلاس را تشدید کند.
آزمون بقا
با وجود همه این مشکلات، خاورمیانه پیش از این نیز از بحرانهای بزرگ عبور کرده است؛ از جنگ هشتساله ایران و عراق گرفته تا حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳.
در بسیاری از این بحرانها، کشورهای منطقه توانستند با راهحلهای موقت و ابتکاری خود را با شرایط جدید وفق دهند. قطر نیز در دهه ۱۹۹۰ با سرمایهگذاری سنگین روی فناوری تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع، توانست محدودیتهای جغرافیایی خود را پشت سر بگذارد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شود.
اما جنگ کنونی نشان داده که منطقه دیگر نمیتواند صرفا به راهحلهای گذشته متکی باشد.
خاورمیانه به سازوکارهای جدیدی برای حفظ ثروت، تنوعبخشی اقتصادی، افزایش خودکفایی و مهمتر از همه، تأمین امنیت مستقلتر نیاز دارد. کشورهای منطقه همچنین باید راهی برای مدیریت اختلافات خود و همکاری در برابر تهدیدهای مشترک پیدا کنند.این تنها مسیر قابل دوام برای عبور از جنگ کنونی و آماده شدن برای بحران بعدی است؛ چرا که مسئله اصلی دیگر فقط پایان جنگ ایران نیست، بلکه این است که خاورمیانه پس از این جنگ چگونه میخواهد امنیت خود را تعریف کند.
دیدگاهها