به گزارش پول و تجارت به نقل از خبرآنلاین، حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب، به بیان نکاتی درباره آغاز حملات آمریکا به ایران، اظهارات سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه، تاب آوری مردم در شرایط اقتصادی و ... پرداخته است. در ادامه مشروح این گفت و گو را می خوانید.
* آقای جلاییپور! نبرد ایران و آمریکا بار دیگر اغاز شده است، آیا جنگ میان دو کشور قرار است به همین صورت فرسایشی ادامه پیدا کند که چند روز نبرد و عملیات نظامی باشد و چند روز آتش بس یا آنکه دو کشور بار دیگر به تفاهم نامه باز خواهند گشت؟
هم احتمال تداوم «جنگ فرسایشی» و هم احتمال عبور «عزتمندانه» از این وضعیت جنگی هست. در مجموع مسیر سختی در پیش داریم. زیرا اسرائیل خواهان تداوم «جنگ فرسایشی» است تا ایران (نه فقط جمهوری اسلامی) ضعیف شود تا دوباره مثل جنگ دوازدهروزه به ایران حمله کند. آمریکا هم در ابتدای جنگ رمضان دنبال «تسلیم» ایران بود که با دفاع و مقاومت استوار حکومت و جامعه ایران روبرو شد و هم اکنون ترامپ در شرایط «گیجی» بسر میبرد. گویا نه میتواند یک جنگ تمام عیار راه بیاندازد و نه زیر بار اجرای کامل تفاهمنامه میرود، چون برایش در آمریکا، خصوصا در برابر حزب رقیبش حزب دموکرات، یک شکست است.
بعبارت دیگر ترامپی که جلوی چشم جهانیان توافق برجام را پاره کرده قبول شرایط تفاهمنامه (که در آن ایران دست پایین را ندارد) برایش خفت است. الان که داریم صحبت میکنیم «جنگ فرسایشی» همچنان ادامه دارد و وظیفه خطیر ایران (یعنی حکومت و جامعه ایران) این است که عزتمندانه از این پیچ جنگی و جنگ فرسایشی عبور کنیم. البته راه سختی است ولی راهی است که میتوان پیمود.
نگاه امثال آقای جلیلی در سیاست خارجی از گذشته تا کنون مبتنی بر «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» بوده است
* در روزهای اخیر برخی از چهرههای سیاسی مانند آقایان سعید جلیلی و علی اکبر صالحی از صلح حدبیه گفتند. تحلیل شما از این ماجرا چیست و آیا باید سالها مردم هزینه مخالفت چهره های تندرو را میدادند تا آقایان موافق مذاکره با آمریکا شوند؟
ببینید نگاه امثال آقای جلیلی در سیاست خارجی از گذشته تا کنون مبتنی بر «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» بوده است. پس از پیروزی انقلاب و در ادامه حیات جمهوری این «ایدهآلگرایی ناواقعگرا» همیشه بخشی از سیاست ایران بوده و هست. این ایدهآلگراها از حیث ارزشی حرفهای زیبایی میزنند و در برابر نیروهای «واقعگرای» انقلاب و جمهوری اسلامی قرار دارند.
این نیرو در گذشته هم برای حکمرانی ایران هزینه ایجاد میکردند. ما شاهد بودیم موضوع تسخیر سفارت آمریکا (در دیماه سال ۵٩) به جای سه چهار روز بیش از چهارصد روز طول کشید و به ایران هزینه وارد شد. رزمندگان ایران در زمان جنگ تحمیلی با افتخار خرمشهر را آزاد کردند، اما «ایدهآلگراهای ناواقعگرا» به تقاضاهای مربوط به آتشبس توجه نمیکردند و میگفتند دنیا صدام متجاوز را تنبیه نمیکند و ایران باید ابتدا شهر بصره عراق را آزاد کند بعد به پای مذاکره برود. اما وقتی ایران جزیره فاو را از دست داد، ایران برای قبول آتشبس و قطعنامه ۵٩٨ آماده شد. تازه رخداد مهم قبول قطعنامه کار بزرگ امام خمینی بود چون هیچ فردی جز امام خمینی نمیتوانست این نیروی «ایدهآلگراهای ناواقعگرا» در صحنه سیاسی را مدیریت کند.
در دو دهه گذشته هم چندین فرصت برای حل مساله هستهای ایران و آمریکا پیش آمد، اگرچه همچنان مهمترین مانع آن همین نتانیاهو و ترامپ بودند و هستند، اما این نیروی «ایدهآلگرای ناواقع گرا» هم اجازه به استفاده از فرصتها را نمیداد. شما یادتان هست احمدینژاد قطعنامهها علیه ایران را کاغذ پاره میخواند و دنبال سیاست «محو» و مدیریت جهانی بود و همین جناب جلیلی در مذاکرات هستهای با نمایندگان اروپایی از خاطرات جنگ میگفت و وقت تلف میکرد.
در شب آخر تشییع پیکر رهبری، همین دوستان جناب جلیلی، ۴ میلیون پرچم قرمز را در بین جمعیت توزیع کردند
هم اکنون اگر چه همچنان مهمترین مانع عبور از این شرایط جنگی و جنگ فرسایشی همچنان نتانیاهو و توهمات ترامپ هستند. ولی «ایدهآلیستهای ناواقعگرا» هم بیکار نیستند. شما دیدید پس از این که مردم ایران یک جنبش مردمی و پیوسته را علیه تجاوز آمریکا در شبهای ایران به نمایش گذاشتند، شما دیدید وقتی مردم ایران یک تشیع پیکر بینظیر و دهها میلیونی از رهبر شهید انجام دادند، اما ناگهان در شب آخر تشییع پیکر رهبری، همین دوستان جناب جلیلی چهار میلیون پرچم قرمز را در بین جمعیت توزیع کردند و متاسفانه پرچم ایران و جمهوری اسلامی را در اجتماعات بعدی شبانه کاهش یافت و حتی جمعیت هم کاهش یافت.
![]()
این حرکت «ایدهآلیستهای ناواقعگرا» با کمی تغییر در نظر جناب جلیلی آرام نمیگیرد. چون این نوع شعار دادن برای آنها کارکرد داخلی دارد. این نیرو در دهههای گذشته همینطور بصورت سلبی، تخریبی و شعاری با رقبای سیاسی خود روبرو شدند. نیروهای کیفی نخبه هم وقتی این تخریبها را میبینند با آنها دهن به دهن نمیشوند و ترجیح میدهند که به حاشیه بروند و این به ضرر کیفیت حکمرانی ایران است.
شما دیدید همین نیروی تخریبی چگونه در قم به شهید علی لاریجانی حمله کردند یا در همین فرایند تکوین تفاهمنامه ایران با آمریکا چه واژههای زشتی علیه آقای پزشکیان بکار بردند حتی به آقای قالیباف که سردار در چهار جنگ ایران بوده رحم نکردند و تلاش کردند در فرایند یک دیپلماسی عزتمند ترمز او را بکشند و کشیدند. باز من تاکید کنم برای عبور عزتمندانه از این جنگ نابرابر و فرسایشی مهمترین علل و مانع توطئههای نتانیاهو و ترامپ است. ایران راهی ندارد تا کاری کند تا در آینده این نتانیاهو و ترامپ برایشان صرف نکند که به ایران حمله کنند.
با این همه کنشگری «ایدهآلگراهای ناواقع گرا» به حکومت ایران برای عبور عزتمندانه از پیچ جنگ کمک نمیکنند. به نظر من مهمترین نیرویی که میتواند این نیروی سلبی و مخرب را در سیاست ایران مهار کند، آیتالله مجتبی خامنهای رهبری کشور است. همچنان که در جریان پایان عزتمندانه جنگ تحمیلی در سال ۶٧ اگر مواضع راسخ امام خمینی نبود، کنترل نیروی «ایدهآلگرای ناواقعگرا» کار مشکلی بود.
کمی تغییر نظر در نظر جناب جلیلی روی این حلقههای متوهم و پولدار کمتر اثر دارد
* ممکن است به دلیل موضعگیری آقای جلیلی یک انشقاق میان طیف طرفدار ایشان رخ بدهد؟
نه، من پیشبینی انشقاق نمیکنم، بدنه نیروی «ایدهآلگرای ناواقعگرای» افراد صادق و شریفی هستند، مسلمان و ایران دوست هستند. اما سرحلقههای آنها متوهم و از زمان احمدینژاد به بعد هم پولدار شدهاند، رفع تنش از کشور و به حرکت افتادن جامعه ایران در مسیر «پیشرفت اقتصادی» برای آنها وحشتناک است و احساس ناامنی وجودی میکنند. لذا کمی تغییر نظر در نظر جناب جلیلی روی این حلقههای متوهم و پولدار کمتر اثر دارد. باید دید حاکمیت و در راس آن مقام رهبری چگونه ایران را از این جنگ فرسایشی عزتمندانه بیرون میبرند. پس از آن ممکن است شاهد تغییراتی در این نیروی سلبی باشیم.
عقل کشورداری میگوید هر چه سریعتر شایسته است جلوی این مسیر فشار به جامعه را گرفت
* تاب آوری مردم را در شرایط اقتصادی اخیر، چطور ارزیابی می کنید و مردم جنگ اقتصادی را تا کجا ادامه خواهند داد؟
این سوال شما کمی رهزن است. گویی از رخدادی صحبت میکنید که ممکن است در آینده رخ دهد. ارزیابی درباره تابآوری جامعه مثل تابآوری یک فرد در برابر هجوم یک ویروس نیست. در واقع مردم ایران دو دهه است که با تشدید تحریمهای حداکثری دارند تابآوری میکنند. بیش از یک دهه هست رشد اقتصادی نداریم و تورم دو رقمی است. تورم سه رقمی شده و مردم دارند از گرانیهای جانفرسا رنج میکشند، چهل در صد جامعه زیر خط فقر رفته.
عقل کشورداری میگوید هر چه سریعتر شایسته است جلوی این مسیر فشار به جامعه را گرفت. به بیان دیگر موضوع مهم در موضوع تابآوری این است که مهمترین وظیفه خطیر حاکمیت اجرا شود یعنی این که عزتمندانه ایران را از این جنگ فرسایشی خارج شود. ایران (یعنی حکومت، قوای نظامی و جامعه ایران) نیازمند «تنفس» هستند. حرکت ایران به سوی بازسازی تخریبهای ناشی از جنگ و حرکت ایران به سوی پیشرفت اقتصادی در آینده، خودش یکی از ارکان قدرت ملی است.
آینده را همچنان حکومت و جامعه ایران باید بسازند
* آینده ایران را چطور پیش بینی میکنید؟
کلا اگر منظور شما پیشبینی علمی است. امکان چنین پیشبینی را نداریم. آینده را همچنان حکومت و جامعه ایران باید بسازند. اشاره شد ایران در شرایط خطیری قرار دارد و راه عبور از پیچ جنگ و راه تفاهم و توافق با آمریکا اساسا راه آسانی نیست. هم اکنون دو دشمنی (نتانیاهو و ترامپ) که به ایران حمله کردند، در آینده به آشوب شهری امید بستند. راهش برای مواجهه با خطرات پیش رو شاید امور ذیل باشه (اگرچه کمی طعم تجویزی دارد):
۱. نیروهای دفاعی کشور محکم از کشور دفاع کنند (خصوصا با تقویت سیستم هوشمند پدافند و تقویت سازمان اطلاعات جنگ).
۲. دیپلماسی همه جانبه (خصوصا با همسایهها و با چین و شوروی) فعالتر شود. نباید دستگاه دیپلماسی از شعارهای صاحبان بوق بترسد.
۳. سوخت را دولت همینجوری تدریجی و با یک نگاه بلندمدت حل کند (اجازه مانور به شوکدرمانها ندهد).
۴. محاصره دریایی (خصوصا برای کالاهای اساسی ) را یک جوری حل یا جایگزین کند، از تامین ذخائر ارزی غفلت نشود.
۵. تا جایی که میشود از احساس یاس برای امکان بهبود آینده کشور در نزد نخبگان جلوگیری بشود خصوصا از گسترش حس استیصال جلوگیری بشود. (در این موضوع صداسیما نقش مهمی داره که بیشتر به ایدهآلگراهای ناواقعگرا روحیه میدهد).
۶. حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی در شرایطی که مردم زیر فشار معیشتاند، بهانه آشوب جمعی ندهند، مثل گیر دادن به حجاب و بستن کافهها.
۷. یک جوری اجتماعات شبانه را بدون این که مردم خسته بشوند شایسته هست ادامه داد. مثلا تجمع سیاسی هفتهای یک بار باشد، ولی مناسبتهای هنری و فرهنگی هر شب باشد. به نظر من در ماههای پیش رو همچنان سنگر خیابان خوب است که از ناحیه حکومت و جامعه حفظ بشود. نیروی سرنگونی طلب که حاملانش نیروهای اسرائیلی فارسی زبان هستند همه امیدشان در روزهای سخت آینده به آشوب خیابانی و آشوب شهری گسترده است.
۸. سازمانهای اطلاعاتی مواظب شکلگیری ستون پنجم دشمن در میان جمعیت رنجدیده شهرها باشند و امور دیگر.
دیدگاهها