حوصله‌ی کارهای سخت را ندارید؟ مشکل از اسکرول بی‌هدف و دوپامین آسان نیست
کد خبر : ۹۷۰۹۲۲
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۶/۱۵
-
زمان : ۲۱:۳۰
|
دسته بندی: اخبار فناوری

حوصله‌ی کارهای سخت را ندارید؟ مشکل از اسکرول بی‌هدف و دوپامین آسان نیست

محققان می‌گویند مردم از اسکرول شبکه‌های اجتماعی لذت نمی‌برند، ولی مغز در بازار پاداش‌های ارزان، دیگر حاضر نیست برای خواندن یک کتاب زحمت بکشد.

محققان می‌گویند مردم از اسکرول شبکه‌های اجتماعی لذت نمی‌برند، ولی مغز در بازار پاداش‌های ارزان، دیگر حاضر نیست برای خواندن یک کتاب زحمت بکشد.

حتماً برای شما هم پیش آمده که مشغول مطالعه باشید و گوشی موبایل دقیقاً کنار دستتان چشمک بزند. دو سه صفحه می‌خوانید، به جمله یا پاراگراف سنگینی می‌رسید که برای درک بهتر نیاز به بازخوانی دارد و درست همان لحظه، دستتان ناخودآگاه به سمت گوشی می‌رود.

به خودتان می‌گویید فقط نوتیفیکیشن‌ها را چک می‌کنید و چند ثانیه به اینستاگرام سر می‌زنید، اما چهل دقیقه بعد همچنان از ویدیویی به ویدیوی دیگر می‌روید. دلیلش هم این نیست که همه‌ی پست‌های اینستاگرام جذاب‌اند یا واقعاً اسیر محتوای لذت‌بخشی شده‌اید. فقط انگار هر لحظه که می‌گذرد بالا و پایین کردن ویدیوها را راحت‌تر از بازگشت به کتاب می‌بینید.

خلاصه صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

این روزها در فضای وب، دوپامین دیتاکس یا روزه‌ی دوپامین را به‌عنوان راه‌حل مشکل اسکرول بی‌نهایت معرفی می‌کنند و می‌گویند مدتی از گوشی، بازی‌های ویدیویی و حتی خوراکی‌های شیرین فاصله بگیرید تا سیستم پاداش‌دهی ذهن فرصت یک تنظیم مجدد را پیدا کند. ولی این ادعا تا چه حد واقعیت دارد؟

تحقیقات جدید از تغییرات محاسبات ذهنی انسان‌ها خبر می‌دهند و می‌گویند مغز، ارزش تلاش و زحمت کشیدن را با فرمول‌های دیگری می‌سنجد.

بیایید چرخه‌ی همیشگی گوشی‌های هوشمند را سریع مرور کنیم. نوتیفیکیشن‌ها حواس ما را پرت می‌کنند، تمرکزمان را از دست می‌دهیم و مغزمان دیگر تحمل کارهای دشوار را ندارد. نتایج بررسی محققان هم در این زمینه یک‌دست نیست، زیرا همان‌طور که پژوهشگران می‌گویند، انسان‌ها در محیط کنترل‌شده‌ی تست‌ها معمولاً می‌توانند منابع ذهنی‌شان را برای انجام کاری مشخص بسیج کنند.

انسان‌ها در محیط کنترل‌شده و برای کارهای مشخص، هنوز هم به‌خوبی تمرکز می‌کنند

ویسنو ویرادهانی، داگلاس پَری و یان آرو در مقاله‌ای که جولای ۲۰۲۶ در نشریه‌ی Nature Human Behaviour منتشر شد، می‌نویسند بحث‌های عمومی بیش از حد روی کاهش ظرفیت شناختی زوم کرده‌اند. این محققین معتقدند شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال، بیشتر از اینکه توانایی مغزی مردم را نابود کنند، آمادگی روانی انسان برای تلاش ذهنی را تغییر می‌دهند.

به مثال ابتدای مقاله برگردید، شاید شما هنوز می‌توانید روی متن سنگین کتاب تمرکز کنید. ولی وقتی راه میان‌بری برای رسیدن به پاداشی روانی وجود دارد، مغزتان ترجیح می‌دهد موتور تمرکز را روشن نکند.

نظریه‌ی جدید پژوهشگران می‌گوید ریشه‌ی مشکل وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی و عدم تمرکز مداوم مردم به ناتوانی مغز برنمی‌گردد، این مغز است که مدام انتخاب می‌کند و می‌سنجد که هر کاری، چقدر زحمت دارد و در برابرش چه چیزی نصیبمان می‌شود.

در ویدئوها و پست‌های خودیاری، پاداش‌ها معمولاً در دو کفه‌ی ترازو قرار می‌گیرند. چرخیدن بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های موبایلی، خوردن یک‌تکه کیک شکلاتی بزرگ یا خریدهای آنلاین، برچسب دوپامین آسان می‌خورند؛ چرا که بلافاصله و بدون هیچ زحمتی حس خوبی به ما می‌دهند.

از طرف دیگر ورزش، مطالعه، کارهای خلاقانه و یادگیری مهارت‌های تازه، لقب دوپامین سخت را یدک می‌کشند؛ فعالیت‌هایی که برای به نتیجه‌رسیدنشان باید عرق ریخت و دندان روی جگر گذاشت. ما به طور شهودی این تقسیم‌بندی را منطقی می‌دانیم، ولی در دنیای عصب‌شناسی چیزی به‌عنوان دوپامین سخت و آسان، یا دوپامین ارزشمند و ارزان وجود ندارد.

دوپامین تنها مولد لذت نیست، بلکه خطای پیش‌بینی پاداش را در تصمیم‌گیری‌های ذهن مدیریت می‌کند

بسیاری از مردم به‌اشتباه دوپامین را ماده‌ی جادویی لذت می‌دانند؛ ولی این انتقال‌دهنده عصبی در عملکردهای حیاتی متعددی مثل حرکت، انگیزه، یادگیری و تصمیم‌گیری نقش مهمی ایفا می‌کند.

یافته‌های پژوهشی دوپامین را با «خطای پیش‌بینی پاداش» هم مرتبط می‌دانند، یعنی فاصله‌ی میان چیزی که انتظار داشتید به دست بیاورید و چیزی که در واقعیت نصیبتان می‌شود. همین سیگنال به مغز یاد می‌دهد از غافلگیری‌ها درس بگیرد و پیش‌بینی‌های آینده‌اش را دقیق‌تر کند.

ولفرام شولتز پژوهشگر و عصب‌شناس مطرح آلمانی با بررسی مجموعه مطالعاتی که پیرامون دوپامین صورت گرفته‌اند، نتیجه می‌گیرد که افزایش و کاهش دوپامین در مغز همیشه به معنی افزایش و کاهش لذت نیست. بنابراین هر ویدیو کوتاه اینستاگرام، تیک‌تاک یا یوتیوب، لزوما باعث انفجار لذت در مغز نمی‌شود و باک تحمل شما را هم خالی نمی‌کند. ولی اگر از اسکرول‌کردن لذت نمی‌برید، چرا ادامه‌اش می‌دهید؟

کنت بریج، عصب‌شناس دانشگاه میشیگان دو پاداش ذهنی را از هم متمایز می‌کند. نخست «دوست‌داشتن» یا لذتی که از یک تجربه می‌بریم و دوم «خواستن» یا کششی که ما را به سمت آن تجربه می‌کشاند. ما غالباً هر دو پاداش ذهنی را معادل هم می‌دانیم، ولی تحقیقات نشان می‌دهد دوست‌داشتن و خواستن مکانیزم‌های روان‌شناختی و عصبی کاملاً مجزایی دارند.

طراحی شبکه‌های اجتماعی، میل به ادامه‌دادن را با وعده‌ی محتوای تازه زنده نگه می‌دارد

دوپامین بیش از آنکه مستقیماً لذت ایجاد کند، روی میل، انگیزه و پررنگ کردن نشانه‌های رسیدن به پاداش تأثیر می‌گذارد. با این توصیف بهتر می‌توانیم اسکرول بی‌هدف را درک کنیم.

شاید ویدیوی پانزدهمی که می‌بینید دیگر خنده‌دار نباشد یا پست بعدی، هیچ اطلاعات ارزشمندی تحویلتان ندهد، ولی نشانه‌های بسیار ساده‌ای مثل ظاهرشدن تصویری جدید، حرکت انگشت روی نمایشگر یا انتظار محتوایی تازه، شما را به ادامه‌ی اسکرول ترغیب می‌کند. مغز می‌خواهد محتوای بعدی را ببیند، حتی اگر از تک‌تک پست‌ها لذت نبرد.

پلتفرم‌های دیجیتال طوری طراحی می‌شوند که همین میل ادامه‌دادن کاربر را تغذیه کنند. شبکه‌های اجتماعی به شما فرصت می‌دهند تا بی‌نهایت اسکرول کنید و نقطه‌ی پایان را حذف می‌کنند. الگوریتم‌های مدام گزینه‌های بعدی را جلوی چشمتان می‌گذارند و نوتیفیکیشن‌ها به محتوایی که هنوز ندیده‌اید، وزن و اهمیت می‌بخشند. پاداش محتوای بعدی تضمین شده نیست، ولی امتحان‌کردنش هم زحمتی ندارد.

شاید ورق‌زدن صفحه‌ی موبایل لذت‌بخش نباشد، ولی دستکم فضا را عوض می‌کند؛ چون چشم انسان تصاویر جدیدی می‌بیند، صدایی به گوش می‌رسد و احتمال خواندن خبری غافلگیرکننده پررنگ‌تر از قبل می‌شود. ولی وقتی گوشی را کنار می‌گذارید، شاید برای چند دقیقه هیچ‌کاری نکنید. فکر می‌کنید همین چند دقیقه چه تأثیری روی ذهنتان می‌گذارد؟

تیمی از محققان طی ۱۲ مطالعه، برای گروهی از افراد دو نوع تکلیف مشخص کردند. دسته‌ی اول تکالیفی که به تلاش ذهنی نیاز داشت، مانند جمع ساده، شمردن نمادها یا آزمون استروپ که تشخیص رنگ را در حضور واژه‌ای مزاحم می‌سنجد.

دسته‌ی دوم تکالیفی کاملاً منفعلانه که هیچ تلاشی نمی‌خواست، مثل زل‌زدن به دیوار یا تماشای کامپیوتری که مشغول اجرای تسک‌ها بود. نتایج بررسی‌ها نشان می‌داد انسان‌ها همیشه هم از تلاش‌کردن نمی‌گریزند و حتی دست روی دست گذاشتن می‌تواند به اندازه‌ی کاری سخت، یا حتی بیشتر، ناخوشایند و آزاردهنده باشد.

ذهن انسان از بیکاری و ملال به اندازه‌ی انجام کارهای سخت فرار می‌کند

پژوهش دیگری پیرامون نسبت تلاش و ملال نیز نشان می‌دهد که انسان‌ها لزوماً زحمت کمتر را ترجیح نمی‌دهند. وقتی فعالیتی بیش از حد ساده و کم تحریک باشد، ذهن خسته می‌شود و کارهای دشوار را جذاب‌تر می‌داند.

ذهن انسان نمی‌خواهد تحت فشاری خردکننده قرار بگیرد، ولی انفعال کامل را هم ترجیح نمی‌دهد. گوشی‌های هوشمند دقیقاً در حدفاصل دو نقطه‌ی نامطلوب جا خوش کرده‌اند، زیرا نه انسان را با هیچ‌کاری نکردن تنها می‌گذارند و نه تلاش سنگینی طلب می‌کنند.

حالا می‌توانیم بفهمیم چرا اسکرول کردن و کارهای مشابه را ادامه می‌دهیم حتی اگر لذتی نبریم. ولی تکرار این انتخاب چه بر سر ارزش فعالیت‌هایی می‌آورد که پاداششان دیرتر مشخص می‌شود؟

مغز برای انجام هر کاری میزان زحمت و پاداش آن را سبک‌وسنگین می‌کند. فاکتورهایی مثل بزرگی پاداش و احتمال رسیدن به آن، زمانی که باید برای انجام یک کار صرف کنیم و میزان تلاش جسمی و ذهنی، همگی در انتخاب نهایی ما نقش دارند.

حتی وقتی می‌خواهید تصمیم ساده‌ای بگیرید، مغز مشغول محاسبه می‌شود. می‌خواهید جملات سنگین کتاب را بخوانید یا سراغ گوشی‌تان بروید؟ تمرین‌هایتان را ادامه می‌دهید یا ویدیویی می‌بینید که انرژی خاصی نمی‌خواهد؟

محققانی مانند ویرادهانی محاسبات مغز را ملاک انتخاب‌های انسان می‌دانند. پلتفرم‌های دیجیتال سرگرمی را بدون تلاش تقدیم افراد می‌کنند؛ درحالی‌که مطالعه، نوشتن یا حل مسئله هم به تلاش بیشتری نیاز دارند و هم نتایجشان دیرتر مشخص می‌شود.

تکرار انتخاب‌های آسان باعث می‌شود مغز کارهای بی‌دردسر را باارزش‌تر ارزیابی کند و فعالیت‌هایی را که باید با تمرکز انجام شوند، پرهزینه و گران ببیند، سازوکاری که «بازتنظیم تلاش» نامیده می‌شود.

ذهن همواره ارزش پاداش را در برابر هزینه‌ی زحمت رسیدن به هدف محاسبه می‌کند

البته شما می‌توانید روی گوشی مقاله‌ای طولانی بخوانید، زبان یاد بگیرید یا مسئله حل کنید. درهرحال مغز به ساختار فعالیت اهمیت می‌دهد، به اینکه کار پیش روی انسان در مجموع چقدر هزینه دارد و رهاکردن کار و سرک‌کشیدن به هدف بعدی چقدر آسان است.

پژوهشگران معتقدند انسان‌ها هم به جست‌وجو نیاز دارند و هم به عمیق‌شدن. جست‌وجو به شما اجازه‌ی اکتشاف می‌دهد و عمیق‌شدن امکان یادگیری و تمرکز را فراهم می‌کند. ولی پلتفرم‌های دیجیتال جست‌وجو را بسیار آسان کرده‌اند و به‌محض اینکه چیزی جذابیتش را از دست بدهد، گزینه‌ی بعدی را ارائه می‌کنند.

مشکل تمرکز صرفاً از بی‌ارادگی انسان‌ها ناشی نمی‌شود، چون اصولاً گوشی و کتاب در شرایطی برابر با هم رقابت نمی‌کنند. کتاب باید با الگوریتمی بجنگد که محتوا را بدون وقفه، بر اساس سلیقه و انتخاب‌های گذشته‌ی فرد ارائه می‌دهد. بنابراین توانایی شما کم نشده، گزینه‌های آسان و دردسترس هزینه‌ی فعالیت‌های عمیق را برای شما بالا برده‌اند.

اگر انسان همیشه پاداش بیشتر را با تلاش کمتر می‌خواهد، پس چرا ما به کوه می‌رویم، جدول حل می‌کنیم، یا می‌خواهیم موسیقی یاد بگیریم؟ انسان‌ها گاهی مسیر دشوارتر را انتخاب می‌کنند و اتفاقاً برای همین سختی، ارزش بیشتری قائل‌اند.

سال ۲۰۱۸ گروهی از محققان تمایل انسان‌ها به کارهای سخت را با مفهوم «پارادوکس تلاش» توضیح دادند. مغز انسان معمولاً تلاش را معادل هزینه تفسیر می‌کند، مثلاً اگر دو مسیر برای رسیدن به یک هدف واحد وجود داشته باشد، عموم مردم راه هموارتر را ترجیح می‌دهند.

انسان از دشواری معنادار فرار نمی‌کند؛ گاهی خود تلاش به بخشی از پاداش نهایی تبدیل می‌شود

ولی گاهی خود تلاش، ارزش نتیجه را افزایش می‌دهد، یا اصلاً بخشی از پاداش می‌شود. همان‌طور که ما وسیله‌ای را که با دستان خودمان ساخته‌ایم، ارزشمندتر از مدل آماده‌ی فروشگاهی می‌دانیم. ضمن اینکه با انجام کارهای سخت توانایی خودمان را می‌سنجیم، پیشرفتمان را می‌بینیم و احساس تسلط می‌کنیم.

کارهای دشواری که معنادار هستند یا بازخورد خاصی به انسان می‌دهند، با کارهای پرزحمتی که تحمیلی یا بی‌هدف‌اند، تفاوت زیادی دارند. انسان‌ها از هر نوع تلاشی فرار نمی‌کنند، ولی گاهی به‌خاطر دسترسی سریع به پاداش‌های فوری و کوچک، فرصت رسیدن به بخش رضایت‌بخش کارهای دشوار را از دست می‌دهند.

وقتی مغز یاد می‌گیرد تلاش را قیمت‌گذاری کند، قطعاً می‌تواند مسیر برعکس را هم بیاموزد. سال ۲۰۲۲ گروهی از محققان دانشگاه ویرجینیا مجموعه آزمایش‌هایی را به‌صورت حضوری و آنلاین اجرا کردند که در آن‌ها پاداش، به میزان تلاش افراد بستگی داشت نه عملکرد موفقشان.

شرکت‌کنندگان بعدها، وقتی دیگر پاداشی در کار نبود، بیش از گذشته سراغ تکالیف سخت می‌رفتند و از چالش‌ها استقبال می‌کردند. نتایج آزمایش‌ها نشان می‌داد ارزش ذهنی، عددی ثابت نیست و به‌شدت از تجربه‌های روزمره تأثیر می‌پذیرد.

بیایید در پایان نسخه‌ی دوپامین‌زدایی مشهور را هم مرور کنیم. بررسی پزشکی هاروارد نشان می‌دهد که کنارگذاشتن گوشی یا شبکه‌های اجتماعی ترشح دوپامین را در مغز متوقف نمی‌کند و اصولاً دوپامین هم ماده‌ای نیست که در مغز جمع شود و بتوان آن را با نوعی روزه از بدن پاک کرد.

کنترل عادت‌های دیجیتال زندگی‌تان را بهتر می‌کند، ولی ارتباطی به باور نادرست «ریست شیمیایی مغز» ندارد. وقتی هنگام کار گوشی‌تان را جایی دور از دسترس می‌گذارید، برای مصرف محتوای دیجیتال زمان خاصی تعیین می‌کنید و میزان پیشرفت کارهایتان را می‌سنجید، در اصل گزینه‌های آسان را کنار می‌زنید تا مانع تمرکز شما روی کاری عمیق نشوند.

وقتی کتاب را کنار می‌گذارید و سراغ گوشی‌تان می‌روید، صرفاً زمان اسکرول‌هایتان را بالا نمی‌برید. پاداش سریع کارهای کم‌زحمت باعث می‌شود محاسبه‌های ذهنی‌تان فعالیت‌هایی را که نتیجه‌شان دیرتر از راه می‌رسد، گران‌تر ارزیابی کنند.

شما هنوز اراده و توانایی گذشته‌تان را حفظ کرده‌اید، ولی قبل از اینکه کارهای سخت ارزش خود را نشان دهند، ذهن شما با معامله‌ی ارزان‌تری مواجه می‌شود.

خانواده ما

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه